تاریخ ارسال : ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ ساعت : ۱۱:۳۷ ب.ظ ۲ نظر
Print Friendly
تقریضی بر حضور خواننده محبوب کاشانی «محمد معتمدی» در خندوانه

اهل کاشانم اما… شهر من گمشده است

کاشان نیوزمرضیه گیلاسی: شامگاه یکشنبه‌شب، «محمد معتمدی» مهمان برنامه‌ی پرطرفدار و سرتاسر هیجان و شادابی خنداونه بود. برنامه‌ای که هر شب از شبکه‌ی نسیم روی آنتن می‌رود. اکثر کانال‌های تلگرامی کاشانی حضور این هنرمند کاشانی را به اطلاع همشهریان رسانده بودند؛ حتی برخی ساعت شروع برنامه را نیز اطلاع‌رسانی کرده بودند.
«رامبد جوان» معرفی مهمان برنامه را آغاز می‌کند. از همه‌ی افتخارات این هنرمند کاشانی می‌گوید و از همه‌ی کنسرت‌هایی که در اکثر کشورهای غربی برگزار کرده نام می‌برد و می‌گوید و می‌گوید و معرفی می‌کند و نام می‌برد از همه‌ی افتخارآفرینی‌هایش، ولی آنچه ما کاشانی‌ها همچنان انتظارش را می‌کشیدیم که نامی از زادگاه و خاستگاه این هنرمند برده شود، همچون حلقه‌ی مفقوده‌ای بود که مخاطب کاشانی این برنامه را، منتظر نگاه می‌داشت. نهایتاً باافتخاری هیجان‌انگیز نام محمد معتمدی را می‌برد و از او دعوت می‌کند که روی سن بیاید.
ظاهر شدن این هنرمند عزیز کاشانی بر روی صفحه‌ی تلویزیون با آن لبخند زیبا و موقرش، هر کاشانی را به وجد می‌آورد و در همان لحظه، همه‌ی بینندگان کاشانی این برنامه، لبخند خوشایندی حاکی از افتخار و بالندگی بر لبانشان نقش می‌بندد.
لبخند متین، بر آن چهره‌ی متین و رفتاری سرشار از مبادی‌آداب و وقار و درعین‌حال صمیمیت و سادگی، هرلحظه بر محبوبیتش می‌افزاید.
صمیمیتی که از ارتباطش با مجری شروع می‌شود و تا دغدغه‌مندی محمد برای آشنایی همه‌ی مردم عامه با انواع ملودی و آواز و تلاشش برای ارتقاء سواد موسیقایی مردم ادامه می‌یابد. حتی در همان فرصت کوتاهش چند تا از دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی را معرفی و چند نمونه هم اجرا می‌کند.
همچنان در تمام این مدت که محمد میهمان این برنامه است و از خودش و فعالیت‌هایش در عرصه‌ی هنر موسیقی در سطوح بین‌المللی می‌گوید، حلقه‌ی گمشده‌ای وجود دارد و آن اینکه چرا هیچ جا اشاره‌ای به شهر کاشان نمی‌کند! در تمام گفتگویش فقط یک‌بار واژه‌ی کاشان را می‌گوید که شاید فقط برای ما کاشانی‌ها که می‌دانیم او اهل کاشان است محسوس است و دیگر هیچ!
حتی وقتی‌که می‌خواهد اشاره کند که این شعر را زمانی سرودم که در حال رانندگی بودم می‌گوید: «در اتوبان قم – تهران، به‌تنهایی در حال رانندگی بودم و این شعر را سرودم» که متأسفانه هیچ اشاره‌ای نمی‌کند که درحالی‌که از زادگاهم به سمت تهران روانه بودم این شعر را سرودم!
در طول برنامه آن‌قدر احساسی شده بودم و آن‌قدر از اجراهایش محظوظ گشته بودم که تمام مدت پیکان تمام اتهامات را به‌سوی مسئولین و بانیان هنر در شهرم روانه کردم که چه بر سر این هنرمند پرآوازه‌مان آورده‌اند که خوش ندارد نامی از کاشانی بودن خودش مطرح کند.
و هزار اماواگر بود که از سویم صادر می‌شد.
بعد از اتمام برنامه با همه‌ی لذتی که از اجرای معتمدی برده بودم ولی این حلقه‌ی گمشده همچنان عین زنگ اخبار در مغزم دنگ دنگ می‌کرد و چرا چرا می‌گفت و دنبال پاسخ بود و قطعاً زیبایی لبخند شیرین محمد را در پایان برنامه برایم کمرنگ می‌کرد!
حقیقتاً هر آنچه باشد و هر اتفاقی که رخ‌داده باشد، آیا می‌تواند آدمی را به مرحله‌ای برساند که نخواهد گفته شود که اهل کجاست؟! و اساساً چه اتفاقی می‌تواند رخ‌داده باشد که باعث شود این‌گونه کاشانی بودنش را کتمان کند؟! کاشان شهری نیست که پرآوازه نباشد و یا شهری نیست که همواره به بدی از آن یادکرده باشند و …
اما به‌راستی چه شده است؟ و این حلقه‌ی مفقوده و علتش را در چه بدانیم؟ خودمان؟! محمد معتمدی؟! مسئولین؟! رفتارهای نسنجیده؟! هنر ناشناسی؟! به‌راستی کدامیک؟!

لینک خبر: http://kashannews.net/?p=68331
مطالب مرتبط

  • سعید شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ - ۹:۲۳ ق.ظ - پاسخ دادن

    با سلام فکر می کنم آقای معتمدی هم ازاین ویژگی فطری کاشانی ها مستثنی نباشد که تابه نام ونانی رسیدند زادگاه خودرا فراموش می کنند.دریغ ازغیرت آذری ها لرها کردها حتی آرانی های همسایه

    (0)(4)
  • محمود ساطع شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۱ ق.ظ - پاسخ دادن

    سلام و سپاس۰ صمیمانه از نقد تان قدر دانم ۰ یی گمان از ماست که بر ماست ۰۰ ما ۰ مای مردم ۰ امید علاوه بر مردمان آنان که نامردمانه و عافیت طلبانه وفای خودرا به بقای خود فروخته اند نیز اندکی به خود و در خود بنگرند۰

    (4)(3)
  • دیدگاه شما

    لطفا مقدار صحیح را در کادر زیر وارد نمایید: