تاریخ ارسال : ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت : ۱۲:۰۱ ب.ظ ۱ نظر
Print Friendly

درس‌هایی که از مترو آموختم

کاشان نیوز-جابر تواضعی: یکی کمربند می‌فروشد و یکی باتری. یکی دست‌بند، یکی جوراب. یکی «کس نخارد پشت من» و یکی بادکش. آن یکی چراغ قوه و آن یکی کمربند. این می رود و آن می‌آید. خیلی وقت‌ها صداشان درهم می‌پیچد و اعصاب آدم را سوهان می‌کشد. هیچ‌کدام هم حاضر نیستند کوتاه بیایند. برای کسی که از شلوغی و ترافیک روی زمین به اجبار خودش را به شلوغی و فشار تحقیرآمیز مترو رسانده، تحمل این بازار مکاره طاقت فرسا است. مخصوصاً وقتی با وجود شلوغی به زور راهی میان جمعیت باز می‌کنند و از کارشان کوتاه نمی‌آیند.
حضور آن‌ها از جنبه‌های مختلف اجتماعی یک معضل به حساب می‌آید. ولی پیش نهاد می‌کنم یک بار هم از زاویه دیگری به آن‌ها نگاه کنید؛ این‌که همه‌شان چیزی برای عرضه دارند، دنبال راه مناسب برای عرضه می‌گردند و در کارشان دنبال راه‌های بدیع و تازه می‌گردند.
قیاس مع‌الفارق است؛ اما آن‌ها در عین بی‌اعصابی و خستگی به من یادآوری می‌کنند که اولاً من هم باید همیشه در شرایط سخت هم باید کاری برای انجام و حرفی برای گفتن داشته باشم. ثانیاً باید راه مناسبی برای ارائه و عرضه حرفم و محصولم پیدا کنم. یک دانش‌جو یا علاقه‌مند رشته بازاریابی با دقت در حرکات، رفتار و استراتژی آن‌ها می‌تواند به نتایج خوب و جدیدی درباره مباحث تئوریکی که دنبال می کند، برسد.
محصول من لزوماً قرار نیست یک چیز مادی و عینی و ملموس باشد. می‌تواند نحوه تفکر من باشد نسبت به خودم، خدا و همه آدم‌های دور و برم. این‌که آن‌ها را دوست داشته باشم یا این‌که چه‌قدر دوست داشته باشم. این درخت محصولات من اگر بار بدهد، به وقتش شاخه‌اش خم می‌شود و محصولش را در اختیار خودم و دیگران می‌گذرد. ممکن است توی همان مترو بار بدهد و بشود راهی که توی شلوغی‌ها بدون غُر برای جوراب‌فروش باز می‌کنم. یا بشود صندلی‌ای که در عین خستگی و دردِ پا به بغل‌دستی‌ام تعارف می‌کنم. دیگر این‌که یاد می‌گیرم برای حرفی که دارم بازاریابی کنم تا بتوانم بارم را و محصولم را و فکرم را بیش‌تر و بهتر به دیگران عرضه کنم.
من دارم از جهان هستی بهره می برم. اما قرار نیست این رابطه یک‌طرفه باشد و من فقط گیرنده و مصرف‌کننده باشم. به گمان من مفهوم واقعی «زکات» این‌جا متجلی می‌شود؛ این‌که من هم به تناسب بهره‌ای که از زندگی‌ام می‌برم، به شکرانه‌اش چیزی را به جهان هستی برگردانم. اگر به چیزی به اسم «برکت» معتقد باشیم، بعد از مدتی کادوی این زکات، این‌بار با نام «برکت» و با رزونانس و تشدید بیش‌تری به خود ما برمی‌گردد.

لینک خبر: http://kashannews.net/?p=66302
مطالب مرتبط

  • سلمان اردیبهشت ۳, ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۹ ب.ظ - پاسخ دادن

    جالب بود…

    (0)(0)
  • دیدگاه شما

    لطفا مقدار صحیح را در کادر زیر وارد نمایید: