تاریخ ارسال : ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ (4 هفته پیش) ساعت : ۵:۳۷ ب.ظ ۰ نظر
Print Friendly

عاشورا عرصه‌ی بروز صور جلال و جمال الهى

کاشان نیوز-محمد ثابت ایمان: همیشه در خصوص عاشورا و ماجراهاى اطراف آن به این فکر کرده‌ام که چگونه جریانى تا این حد، توان نقطه‌ی عطف هستى شدن را پیدا می‌کند؟
چگونه در کف کثرت و فطرت، براى همه قابل‌احترام می‌شود؟
و بالاخره می‌شود قابى که بتوان براى همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها به آن نگاه کرد.
کارى به هجویات و حاشیه‌ها و بدعت‌ها ندارم، بدعت سلیقه‌ی عوام و سوءنیت گروهى عوام‌تر براى بهره‌مندی از باورهاى مردم در طول تاریخ بوده و خواهد بود. پذیرش فرهنگى خارج از دایره‌ی آگاهی‌های موردقبول، راه ورود همین بدعت‌ها و حاشیه‌ها
می‌باشد. بزرگى می‌گفت: همین حاشیه‌ها، متن مذهب را حفظ کرده‌اند، البته این مهر تأییدی بر آن‌ها نیست، بلکه سخن بر سر آن است که بقول حافظ:
فکر هرکس به‌قدر همت اوست.
احترام به کثرت، واجب است؛ اما بهره‌برداری از توان ناتوان باور ایشان، ظلم و بی‌اعتبار کردن فلسفه‌ی همان متن اصلى ماجرا و حادثه است.
عاشورا دو پهلوان اساسى بیشتر ندارد. بقیه ریزه‌خوار و کاسه‌گردان ماجراى این دو در تکمیل قل وحدت در خم هستى وجودند.
و عجیب آنکه این دو از دو جنس متفاوت در دستگاه هستى می‌باشند. یکى حسین (ع) که مرد است و مظهر جلال الهى در بروز صفات سلبیه یا جلالیه و یکى زینب (س) زن و مظهر جمال الهى و محل بروز صفات ثبوتیه یا جمالیه حق. جمع دو صفت باید کمال حق را در صفات به ظهور برسان. چه کمال، مجموعه‌ی جلال و جمال الهیست.
آغاز فاصله‌ی از حقیقت در جدایى دو رکن آدم و حوا از پى گناه نخستین بود. دونیمه از دو جلوه از صفات که در طول تاریخ به‌عنوان عشق مجاز همواره به دنبال هم بوده و هستند.
یک جلوه از جمال تو پیدا نشد که من
کامل کنم به نیمه‌ی دیگر کمال‌ها
بسیارانى عشق مجاز را راهى براى رسیدن به حقیقت دانسته‌اند و شاید فلسفه‌اش را در اینکه بقول شریعتى؛ هر جوانى چون سرخجه، یک‌بار در عمر خویش بدان مبتلا خواهد شد در همین آرمان و تعالى بدانند. فیض کاشانى هم بر همین عقیده است و عراقی نیز راه کمند زلف خوبان را براى درد دل‌های جهانى دولت عشق شایسته‌تر می‌داند.
به گیتى هرکجا درد دلى بود
بهم کردند و عشقش نام کردند
زبهر درد دل‌های جهانى
کمند زلف خوبان وام کردند
می‌توان نتیجه گرفت که بنیاد عاشورا باید بر روى فلسفه‌ی عشق در هستى بنا نهاده شده باشد ازاین‌رو نمی‌تواند از مصادیق جلال و جمال الهى تهى باشد. این است که زینب در کنار حسین قرار می‌گیرد و ماجرا رقم
می‌خورد تا مکتب عشق راه به الگو برده باشد.
در روایات بسیارى از محبت بیش‌ازحد زینب و عشق این دو خواهر و برادر سخن به میان‌ها آمده است. مجازى که به‌واسطه‌ی عظمت حادثه و وجود یک‌پایه‌ی جلالى معصوم،
نمی‌تواند خارج از مرتبت و دایره‌ی عصمت این خانواده رقم بخورد. ازاین‌روست زینب هم‌سفر راه عشق حسین می‌شود. زینبى که بیش از حسین به اندوه و غم پدر و مادر و برادر مبتلا می‌شود تا آزمون نهایى عشق را براى پا گذاشتن در مرتبت معرفت و تماشاى تمام‌قد طوباى کمال، پشت سر گذاشته باشد. همه از عبارت خدا خواست تو را کشته ببیند باخبریم. معتقدین به عالم ذر این مهم را قرارداد مصباح الهدایى حضرت در پذیرش مرتبه‌ی سفینه النجاتى خلق می‌دانند. اگر چنین باشد که هست، موضوع باید با کشته شدن حسین به اتمام رسد و قرار لوح محفوظ در هستى جارى شود؛ اما ماجراى سرهاى بریده و مصائب راه و منازل آن، سخن از تربیت حرکت بعد جمالى عاشورا تا سرحد کمال اتصاف به صفات ثبوتیه دارد. یعنى بعد جلالى حق در گودال به نهایت اتصاف به صفات رسید و مرتبه‌ی جلال کامل شده و اکنون نوبت نیمه‌ی دوم دولت عشق است. عبارت ما رأیت الا جمیلاى زینب (س) را خیلی‌ها زیبا دیدن رنج‌ها دیده و گفته‌اند.
بقول حافظ:
هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
اما حقیر معتقد است این آخرین واگویه ى این بعد جمالى حق. مهر تأیید حق‌تعالی در سیر زینب (س) براى اتصاف به نهایت صفات ثبوتیه‌ی حق در تکمیل ماجراى جلالیت حسین است و بس. اینکه کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود. یک حقیقت تمام است در بیان تکمیل سیر روحانى ماجرا در دولت عشق الهى و رسیدن به مرتبه‌ی اتصاف به جمیع صفاتش.
شروع ماجرا از عرفه و بازگشت زینب در اربعین چلِه‌ی این خم به نیمه‌ی دیگر عشق، حکایت‌های بسیارى براى اهلش دارد که حیرت مصادیقش، جز بر
سکوت اهل رازش نمی‌کشاند.
بقول حضرت حافظ:
ز اشک پرس حکایت که من نی‌ام غماز
.

لینک خبر: http://kashannews.net/?p=72120
مطالب مرتبط

دیدگاه شما

لطفا مقدار صحیح را در کادر زیر وارد نمایید: