تاریخ ارسال : ۲۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۸:۱۶ ب.ظ ۰ نظر
Print Friendly
یادداشتی برای مریم میرزاخانی

چشم در چشم تاریخ

کاشان نیوز-پیمان گرامی:۱- مریم میرزاخانی کیست؟ می‌توانید سرچ کنید، تا با مجموعه اطلاعات و عکس‌هایی با چند گرانیگاه مشخص روبرو شوید؛ پیکر ایستاده‌اش با ظاهر مرسوم و در حال گذارِ محصلین و دانشگاهیان ابتدای دهه ۷۰، یک عکس دسته جمعی حول رئیس جمهور وقت و دریافت لوح تقدیر از دست او، روایت اینکه او تنها زنده مانده از سقوط آن مینی بوس است، بعد یک پرانتز باز، هیچ، پرانتز بسته، ۲۰۱۴ و دریافت بالاترین نشان علمی رشته ریاضی جهان (فیدلز)
۲- سر از تخم که در آورده بودیم، تا دوران نوجوانی، می‌شنیدیم کسانی در المپیادها برنده می‌شوند؛ هیچ کس آنقدر دقیق نمی‌شد، که آن‌ها چی کسانی هستند، تنها سایه‌هایی از آن‌ها به عنوان الگوی موفقیت که سر در، درس و مشق بودیم برای ما مطرح می‌شد ، نمادهایی که از سوی دیگر در آن دوران باید جلوه‌هایی از نخستین نسل از پرورش یافتگان یک انقلاب بزرگ را نمایندگی کنند؛ او یکی از همان‌ها بوده، کسی که نام او مهم نبود.
۳- دو سه سال پیش که او، به واسطه دریافت این جایزه، چهره‌اش شناخته شد، قسمتی از تاریخ دو دهه گذشته را در سطح افکار عمومی زنده کرد اما خب، افکار عمومی داده‌های خام زیادی هست که باید مثل جاروبرقی هوش بکشد، و یا بر سرش آوار شوند؛ سامان دادن آن‌ها در یک پیکره مرکب از تاریخ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اما، وقت را برای مصرف متظاهرانه و البته معیشتی درخور تنگ می‌کند.
۴- دو ، سه سال پیش که این جایزه را گرفت، ذهن من، در دوگانه‌ای، او را مقابل میدانی از فیگورهای متوسط، باری به هر جهت، مصرفی، غیر خلاق، متظاهر و در یک کلام میان مایه‌ای قرار می‌داد، که معدود افراد، می‌توانستند از آن میدان قدم بیرون بگذارند، این است که مدام در تاریخ به دنبال آن‌ها می‌گردیم.
۵- چهره بی‌آلایش، ژست بدون تکلف، اندام نحیف و چشمان لبریز از هوش و ذکاوتی که در کلیت، فیگوری می‌شد که نمی‌توانست درکنار پیکره سلبریتی‌ها و منادیان “من سیاسی نیست” و خنده‌های سی ثانیه‌ای و اشک‌های التیام بخش قرار بگیرد. انگار او خود را برای نمایش‌گری نساخته بود.
۶- مرگ بعضی چهره‌های اجتماعی و یا حتی مکان‌ها، به شکل نمادینی روایت تاریخ دوران و سرزمین خودشان هستند، مثلا همین میرزاخانی و یا مکانی مثل پلاسکو، وقتی ویران می‌شوند، تاریخی از شرمساری و رنج و پرسش از زیر خرورها عکس و پرچم، ریسه‌های لامپ، دک و پزهای لوس و صفحه‌های تحلیل‌ها و گزارشات تقلیل‌گرا و بنجل‌های لوکس بیرون آمده، و در چشم آدم‌ها زل می‌زند.
۷- آن هیچی که داخل آن پرانتز رفت، و قبل و بعد آن، تاریخی است، که در مواجهات تفننی، سبک‌سرانه، کلبی مسلک و روزمره ما با پیرامون، مغفول می‌ماند تا مسائل تاریخی و ساخت سوژه‌ها خلاق و جدی ناممکن شود.

لینک خبر: http://kashannews.net/?p=67713
مطالب مرتبط

دیدگاه شما

لطفا مقدار صحیح را در کادر زیر وارد نمایید: