کاشان نیوز: امیرحسین ایزدپناه: «انتخابات» یکی از نمودهای دموکراسی است. ارزش و اهمیت انتخابات به حدی است که امروزه بیشتر حکومتهای توتالیتر هم ناگزیر از تن دادن به آن شدهاند. به عنوان نمونه کشور عربستان که دارای حکومت پادشاهی و بدون پارلمان است، و به لحاظ دیگر شاخصهای دموکراسی در سطح نازلی قرار دارد، نیز انتخابات شوراهای شهر را برگزار میکند. یا کره شمالی که که دارای یک حکومت متمرکز و بسته است، انتخابات برگزار میکند؛ هر چند غیر رقابتی و صوری.
انتخابات، چون یک فرآیند سیاسی عمومی است، میتواند منجر به برداشتن گامهای مؤثر در مسیر رسیدن به آزادی و دموکراسی شود؛ و البته مثل همه پدیدههای مدرن، میتواند آسیب هم داشته باشد. اگر انتخابات در فضایی آزاد و آرام برگزار شود، میتواند یک بازی برد -برد برای همه باشد؛ حکومت، مشروعیتش را تقویت میکند، نخبگان میتوانند به آینده امیدوارتر شوند، و عموم مردم هم تمرینی دیگر برای دموکراسی را تجربه کنند و در عین حال نمایندهٔ دلخواه خود را انتخاب میکنند.
در کشورهای در حال توسعه، همچون ایران، بعد از تجربههای تلخ و شیرین گذشته، تقریبا برای بیشتر فعالان سیاسی و اجتماعی ثابت شده است که ترک صحنه انتخابات، نه تنها فایدهٔ کوتاه مدت و حتی بلند مدتی برای تحول خواهان نخواهد داشت، بلکه بیش از همه به سود کسانی خواهد بود که اعتقاد قلبی به دموکراسی ندارند. امروز یک اجماع عمومی نسبی بین همه کسانی که روزگاری، به هر دلیلی، سودای تحریم انتخابات در سر داشتند، حاصل شده است؛ اینکه انتخابات، با تمام اما و اگرهای غیرقابل کتمان، یک فرصت است که نباید آن را نادیده گرفت و باید از آن در جهت مثبت استفاده کرد. امروز میتوان با ضریب بالایی گفت که دوران قهر با صندوق رأی در بین نخبگان و نیروهای مرجع جامعه تمام شده است. «هوشنگ ابتهاج»، «اصغر فرهادی»، «بهمن فرمان آرا»، «مصطفی ملکیان»، «رخشان بنی اعتماد»، «احمد زیدآبادی»، «ابراهیم یزدی»، «محمدرضا شعبانعلی» و… به پای صندوق رأی رفتند.
تجربههای چند دهه اخیر به فعالان جامعه نشان داد که انتخابات یک میدان رقابت سیاسی است. اگر وارد رقابت نشویم و انتخاب نکنیم، دیگران برای ما انتخاب خواهند کرد. تحریم انتخابات هیچ چیزی را عوض نخواهد کرد ولی حضور در انتخابات شاید بتواند چیزی را عوض کند. اگر به کسانی رأی ندهیم که کمی به تفکر ما نزدیک هستند، کسانی انتخاب خواهند شد که خیلی از تفکر ما دور هستند. نخبگان جامعه ما فهمیدهاند که انتخابات، عرصه روشنفکری نیست، میدان خاکستری حصول نتیجه است. خروجی، مهم است. نافرمانی مدنی پای صندوقهای رأی هیچ اثر وضعی مثبتی نخواهد داشت. اتفاق غیرمنتظرهای که این دوره در آران و بیدگل رخ داد، بیش از آنکه به یک اعتراض شوک آور در منطقه و کشور تعبیر شود، به مهندسین با تجربهٔ انتخابات، کمک کرد تا راحتتر نتیجه مطلوب خود را حاصل کنند. انتخابات یک بازی (در معنای مثبت کلمه) همه جانبه است. نباید در جایگاه تماشاگران نشست و تماشا کرد، باید برای برنده شدن استراتژی داشت، نباید از دقیقه ۹۰ به بعد به فکر اتخاذ تاکتیک مطلوب افتاد، و البته باید بلد بود که در زمین حریف بازی نکرد. البته این حرفها به معنی به کارگیری تفکرات ماکیاولیستی نیست. در انتخابات هم مثل همه عرصههای فردی یا اجتماعی نباید اخلاق را زیر پا گذاشت. اتفاقی که متأسفانه در انتخابات اخیر کاشان و تقریباً از سوی همهٔ طرفها، رخ داد. به مرور باید تمرین کنیم تا یاد بگیریم سیاست و کیاست را خارج از مقوله اخلاقی زیستن دوست نداشته باشیم.
صندوق رأی، فرزند نورس و نارس دموکراسی است. نباید آن را به حال خود رها کرد و رفت. بلکه باید تمرین کرد تا آن را به مرور پرورش داد. و به نظر میرسد بتوان امیدوارانه گفت که امروز عموم ما مردم، با هر بینش سیاسی، در حال تمرینهای نهایی برای رسیدن به یک فهم مبنایی مشترک و بلوغ سیاسی تازه هستیم. و کاش تداوم این بلوغ باعث شود که انتظاراتمان را بر اساس واقعیتهای جامعه تنظیم کنیم، و مطالباتمان را در بقیه دوران غیر از انتخابات فراموش نکنیم و کاش کسانی که با رأی ما انتخاب میشوند، قدر این بلوغ سیاسی را بدانند و دوباره ناامیدی را به فضای سیاسی کشور برنگردانند تا چرخهٔ باطل «امید و انتظار – تحول – برآورده نشدن انتظار و ناامیدی – سکون – استبداد» بازتولید نشود؛ تا دوران گذار تدریجی به توسعه، به شکل مطلوب تری سپری شود.
هر انتخابات و هر صندوق رأی، آخرین گامهای یک مرحله از حرکت به سمت رشد و توسعه است. اگر قرار است زیرساختهای مدنی و شهروندی جامعه آماده انجام رفتار صحیح در انتخابات باشد، این امر باید از سالهای قبل به تدریج شروع شود، نه اینکه آن را برای روزهای منتهی به انتخابات بگذاریم. و این محقق نخواهد شد مگر آنکه احزاب و نهادهای مدنی دیگر، در جامعه گسترش یابند. مثلا در برخی کشورهای توسعه یافته، رقابت انتخاباتی از ماهها قبل و از درون احزاب شروع میشود؛ رسانهها و مردم به طور شفاف در فضای رقابت قرار میگیرند. طبیعی است که بعد از چند ماه ارزیابی و چکش کاری دیدگاههای مختلف، انتخاب درست تری میتوان انجام داد. ولی انتخابات در کشور ما، به دلیل فقدان احزاب سیاسی قوی و مستقل، و توان نامتوازن جریانهای مختلف سیاسی، بعضاً روند مشخصی ندارد و این امر انتخاب عاقلانه را دشوارتر میکند. در دورههای مختلف انتخاباتهای مختلف در کشور شاهد بودهایم که ۴۸ ساعت منتهی به انتخابات، سرنوشت را عوض کرده است! یا انتخابات اخیر مجلس در حوزه کاشان و آران و بیدگل، (بدون اینکه قصد داوری درباره جریانهای مختلف حاضر و غایب در انتخابات باشد) یکی از بهترین نمونههای این نارسایی است که برخی شهروندان مجبور بودند تا دقایق پایانی تبلیغات، چشم انتظار تأیید صلاحیت یکی از نامزدهای محترم باشند. رشد بلوغ سیاسی مردم و تغییر نگرش مسئولان، این نوع اشکالات را به مرور و در طول زمان حل خواهد کرد یا دست کم در مسیر حل شدن قرار خواهد داد.
نکتهٔ مهم دیگر در انتخابات اخیر، تأثیر رسانههای مجازی به ویژه تلگرام در تبلیغات بود. به نظر میرسد برندگان انتخابات تهران، باید بیش از هر چیز آن را مدیون موج حاصل از فضای رسانههای مجازی بدانند که بخشی از آراء خاموش را به سمت آنها کشاند. انتخابات اخیر از این نظر نخستین تجربه شهروندان محسوب میشد و مطمئنا برای سالهای بعدی، نامزدها و گروههای سیاسی، بیش از پیش خود را متوجه این موضوع خواهند کرد. هرچه تبلیغات کاغذی کمتر شود، هم به لحاظ مادی و هم به لحاظ مصرف کاغذ و کمک به محیط زیست و هم به لحاظ زیبایی شهری، به سود جامعه خواهد بود. البته چون این نخستین تجربه جدی تبلیغات تلگرامی بود، طبیعی بود که از آسیبهای برخی کارهای غیرقانونی و غیراخلاقی هم، در امان نباشد. در آب گل آلود تلگرام، ماهی شکار کردن چندان هم آسان نبود.






دیدگاه شما