کاشان نیوز-امضا محفوظ: مدیر محترم اداره اماکن کاشان
بنده شمارا نمیشناسم اما بهاحتمالزیاد شما اطلاعاتی در مورد من و گروه موسیقیام دارید. حرف با شما بسیار است، آنقدر که نمیدانم از کجا باب صحبت را بازکنم؟
دوست عزیز! من یکی از دهها بلکه صدها جوان این شهر هستم که عاشق هنر است و نوازندهی موسیقی. شغل و حرفه اصلی من موسیقی است و از طریق آن امرارمعاش میکنم. یک گروه موسیقی دارم که دستکم ۱۰ سال از تأسیس آن میگذرد.
حقیقت آنکه پس از مسائلی که از مراسم تبلیغ زیورآلات در خانه نگین ایجاد شد، من و گروهم دیگر بهراحتی نمیتوانیم در مراکز مختلف فرهنگی هنری و اقامتی کاشان اجرا داشته باشیم و خیلی از این مراکز (که اتفاقاً رغبت زیادی برای موسیقی زنده برای میهمانان خوددارند) ما را به اداره اماکن ارجاع میدهند.
بهراستی آیا ما مرتکب خلاف شرع میشویم یا شما دوستان تفسیر خاصتری از دین و شرع دارید؟ آزادانه ساززدن آنهم با رعایت قوانین موجود و آنهم در گوشه یک سفرهخانه… کف خواستهها و آرزوهای ما هنرمندان جوان بوده. آیا آنهم باید تبدیل به حسرت گردد؟ مگر مردم نجیب ما در این شرایط نامناسب اقتصادی، دلخوشی دیگری هم دارند؟ چرا باید اداره اماکن تا این حد نسبت به موسیقی کملطف باشد؟
جامعه و زمختی زندگی، نیاز به لطافت و فراغت دارد. موسیقی و هنر باعث میشود ناملایمات و سختیهای زندگی کمرنگتر دیده شوند. موسیقی میتواند همچون دارو باشد. میتواند بستری شود برای بروز خلاقیتها. میتواند از فساد و جرم بکاهد. چرا هیچگاه به هیچیک از این موارد نیندیشیدهاید و فقط بر طبل مخالفت و جلوگیری کوبیدهاید و بس؟ اگر واقعاً مشکل با اصل موسیقی هست که حتی نقارهخانهی حرم امام رضا را هم باید تعطیل کرد!! در حال حاضر یک عمدهفروش تنباکو و سیگار در خیابان محتشم کاشان آزادی بیشتری دارد تا من هنرمند که «زیبایی فروش» هستم.
برخی از دوستآنهمکار ما در مجالس خاص همچون میهمانیها و عروسیهای مختلط، موزیک play میکنند یا نوازنده هستند. امیدوارم ناراحت نشوید ولی دوستانه باید عرض کنم که شما هم در این راه و کار آنان بیتقصیر نبودهاید. هنرمندی که عرصهای برای فعالیت هنری نبیند و «محتاج نان» باشد، لاجرم به چنین وادیهایی روی میآورد.
کاش یکبار هم که شده فقط یکبار از پشت آن میزها برخیزید، لباس نظامیتان را کنار بگذارید و لختی مخاطب سازوآواز ما شوید. بیایید در استودیوی خانگی ما و به ساز دلمان گوش دهید. خود ببینید که هنر اصیل، خطرناک نیست و چیزی برای ضرر رساندن ندارد. باسیاست راهش جداست و میدانگاه آن، دلوجان مردم است. زبان ما هنر ماست. حرف، بسیار است و ما جویای گوشی که پدرانه پای صحبت و درد دل ما بنشیند…
کاش حال که نوای سازهایمان را نمیشنوید، سد راه استعداد و عشق و احساس و علاقهمان نشوید.









دیدگاه شما