کاشان نیوز-امیر عباس مهندس: در بیان ساختار زیباشناسی تعریفهای متعدد شده است بی آنکه قصد بر بیان ارسطویی یا فلسفی امر مزبور باشد، مهمترین نتیجه را میتوان دو مورد دانست یکی آنکه زیبایی شناسی با پیدایش بشر همراه بوده و دیگری عدم قطعیت یا عدم پیروی در یک مجموعه تعریف شده، میباشد.
به عبارتی زیباییشناسی تابع هیچ منطقی نیست چراکه در تحلیل امر قراردادی وابسته به اثر قراردادی است و گاه منتج از جریانی رقم خورده میباشد و یا حتا ممکن است موجد حرکتی تلقی شود که خود تابع امری نسبی است. چنین مینماید که نسبی بودن زیباشناسی با مثال و ارجاع و وامگیری از فرهنگهای گوناگون روشن، مبرهن و به قطعیت رسیده است.
زیبایی شناسی منطقی قراردادی است که در سیر تاریخ بواسطهی تحلیل و تغییر ذایقه دیداری بیشک دستخوش انتقال از آنچه خوب بوده و دیگر میتواند مفید نبوده و مورد نقد باشد به خوبتر است. هر چند در بحث مسائل کلی نمیتوان به نظری واحد رسید. چنین نتیجه میشود که متغیر بودن مفهوم زیباییشناسی در هر فرهنگ امری بدیهی است. به عنوان مثال نگرش به سیر شعر از روشهای بیان و شرح شدهی قدما و کلاسیک تا به امروز میتواند مبین نسبی بودن و تغییر ذائقه هنرمند و جامعه دلیل آورد.
جایگزینی و شکلگیری سبکهای مختلف هنری که گاه برآیند جامعهای غیر پویا ساکن و تثبیت شده از نگرش دگم اشرافیت بوده و گاه عدم پذیرش و اقبال جامعه یا ارتقا نگرش منتج از برخورد اندیشهها مسبب تغییر آن شده را میتوان نام برد. همواره تغییر نگرشها اعتراض به محدودیتهای یک سبک یا تحول نگرش جامعه دانستهاند. تلفیق یا تداخل زمان و مکان، یا به عبارتی شکستن مرزهای تعیین شده در سبکهای دیگر هنری نسبی بودن زیبایی شناسی یا ارتقا مشخصههای امر مزبور را نشان میدهد.
البته از منظری همچنانکه گران آلن(GranAlien) بیان داشته زیبا را در انچه سبب تحریک یا حداقل خستگی باشد دیده است. و دلیل این امر را عدم لذت یکسان افراد از نمایش و تماشای فیلم، اثر تجسمی یا شنیدن آهنگی دانستهاند. اختلاف نظر که در بدیهیترین امر میشود به اختلاف و فاصلهی ذوق و ذائقه نزدیک خواند مبتلابه هر دوره یا هر ایونتی در تاریخ بوده است. امانوئل کانت در نظری بیان داشته: زیباشناسی چیزی جز تصور خود ما نیست و مستقل از تصور ما وجود ندارد، زیرا چیزی جز نتیجه ما نیست.
در اینجا کانت همهی آنچه زیبا میتوان خواند را ماحصل کارکرد ذهن بر اساس اموختهها و جریانهای اندیشه میداند. با چنین پیش زمینهی کوتاهی است که میتوان به استقبال یا تحلیل یک نمایشگاه گروهی وارد شد. نمایشگاه گروهی یا هنرآموزان یک مجموعه مصداق بارز نسبی بودن زیبایی، ارتباط برقرار کردن و پذیرفتن اثرهایی است که بر روی دیوار قرار گرفته است.
تکثر نگاه، تفاوت در اجرا و متنوع بودن نگرشهایی که در جستجوی نحوهی بیان که تلاش برای وصول امری زیبایی خوانده شده، مقبولیتی نزد مخاطب را رقم میزند. تابلوهای به نمایش در آمده در نگارخانه مریم که حاصل تلاش تعدادی از هنرآموزان جوان میباشد به صورت اجمال شکستن مرزهای متعارف در جهت به چالش فراخواندن رویکرد معناشناختی را نشان میدهد.
در این بین کارهای تعدادی از این هنرمندان را میتوان آثاری متفاوت قلمداد نمود. کارهایی که با تعریف دریچهای نو به فضای نقاشی، تامل برانگیز نشان داده شده، و تداعی پرسشهای جدید در جهت تجسم و معنا بخشی به زبان بصری رقم خورده است. در چنین سیری تابلوها از یک اثر یا عنصر ایستا به امری فعال و سوال برانگیز در مهیا نمودن بستری به نیت مشارکت امری تکوینی بر دیوار نگارخانه قرار گرفتهاند. این امری حامل کششی فعال و پویا میباشد که ساده رقم نمیخورد. در این سیر مشخص است زبان نقاشی از ترکیب فرم و محتوا به فرآیندی از عمق و بستر کنش تعریف کرده و دید.
آنچه از اسامی وکارهای به نمایش در امده در حافظهام ثبت شده کارهای فاطمه شریعتی با هارمونی رنگ و طرح بیننده را مقابل اثر نگه داشته و چالش کنار هم نشینی اشکال و فرمها مخاطب را به لابیرنتی از پرسش میبرد. دیگری کارهای ستاره خاتونی به واسطه قدرت و جسارت اجرا تامل برانگیز میباشد. تلاشی برای تجسم و عینیت بخشیدن به پیچیدگی ارتباط با جهان درون کاراکترها میباشد که به اجرایی متفاوت منجر شده است. دیگری چند تابلو از فاطمه نادري در ابتدای ورودی نمایشگاه است که با شکستن سیر روایتهای مکرر روایتی نامتعارف، تازه و دیگرگونه را نشان میدهد.









دیدگاه شما