کاشان نیوز- علی مقدم: شاید یکی از مطالبات بهحق مردم کاشآنکه سالهاست جز دغدغههای اصلی آنها محسوب میشود، بهرهگیری از توانمندی مدیران بومی و یا نهایتاً مدیران غیربومی اما توانمند و کاردان و آشنا به هویت و مختصات فکری و شخصیتی مردم این دیار باشد. افرادی غیر کاشانی که تنها شیفته خدمت به این مردم نجیب و صبور باشند و حضور در کرسیهای مدیریتی این شهر را، سکویی برای ترقی و صعود خود نپنداشته و صرفاً به انگیزه ارتقاء مقام و مطرحشدن خویش، کاشان را برای خدمترسانی! انتخاب نکنند.
آنچه مسلّم است، شهرستان کاشان از دیرباز مهد تشیّع و دلدادگی به مکتب اهلالبیت (ع) بوده و مردمانش در تمدّن، نجابت، اخلاقمداری و فرهنگ دوستی شهره عام و خاص بودهاند و حضور علمای ربّانی و فقهای صمدانی شاخص و شهیر در آن، نام آن را بادیانت، معنویت و فقاهت پیوند داده است.
علمایی که زهد و تقوا، اخلاقمداری و انسانیت، صداقت و شرافت، ادب و حیای ایشان، زبانزد عام و خاص بوده است که برخی از ایشان نیز مفتخر به خدمتگزاری عالم تشیّع در خلعت شریف مرجعیت دینی بودهاند.
در جریان راهبری و مدیریت انقلاب اسلامی در کاشان خصوصاً پس از پیروزی انقلاب، این ظهور و حضور روحانیت متعهد، رنگ و بوی تازهای گرفت که در جریان جنگ تحمیلی به اوج خود رسید که حضور صدها نفر از طلاب و روحانیون کاشانی در کنار رزمندگان و تقدیم بیش از ۱۰۰ شهید روحانی و طلبه در منطقه کاشان و آران و بیدگل، خود سندی بر این مدعاست.
علیرغم انتقاداتی که شاید برخی از مردم نسبت به برخی از عملکردها داشته باشند، روحانیون کاشانی به دلیل پاسداشت شرافتهای اخلاقی و همچنین پایبندی به شناختی که از دیرباز هویت اصیل مردم این دیار و شخصیت و روحیات ایشان داشتهاند، همواره حضور خویش را در کنار این مردم حفظ کرده و با موضعگیریهای خلاف عرف عمومی مردم این منطقه، هرگز در پی ایجاد تنش و تشتت در جامعه نبودهاند.
خبری که در طی یک هفته اخیر در رسانههای داخلی و خصوصاً رسانههای معاند خارجی، متأسفانه نهتنها عاملی برای بدبینی به مردم این شهر که دستاویزی برای هجمه مغرضان بهنظام اسلامی گردید، موضعگیری یکی از مقامات مسئول در شهرستان بود که توسط سه نفر از مقامات شهری و استانی تکذیب گردید.
مصاحبهای از جایگاه حقوقی و درعینحال همراه با اظهارنظرهایی کاملاً شخصی که بدون رعایت عرف جامعه و یا عنایت به شرایط زمانی و مکانی، برای مردم خصوصاً مسئولین شهر اعم از معاون محترم استاندار و فرماندار و همچنین دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان و همچنین مدیرکل محترم تبلیغات اسلامی استان، آنچنان حیرتانگیز و تعجبآور شد که با توضیحات صریح و تکذیب بهموقع خود، راه را بر سو برداشتها و تفاسیر اشتباه و مغرضانه بستند.
اینکه مقام مسئولی دقیقاً در ایام دهه مبارک فجر که مصادف با جشن ورود به دهه چهارم از حیات طی بهنظام اسلامی است، با ذکر مطالبی غیرمسئولانه و غیر مدبّرانه، بهانهای برای تخریب چهره انقلاب اسلامی توسط نابخردان و هجمه بهنظام اسلامی توسط مغرضان مهیا نماید، موضوع این یادداشت نیست بلکه، آنچه محرّک صاحب این قلم شد تا نکاتی را به این برادر گرامی و روحانی بزرگوار متذکّر شود، سخنان ایشان در بخش پایانی این مصاحبه است.
قصد آن ندارم که به مصداق ضربالمثل معروف «مُشت نمونه خروار»، بخش دوم سخنان این عزیز را بهمانند بخش نخست آنکه به تواتر و کرّات توسط مقاماتِ فرادست ایشان تکذیب شد، تلقی نموده و حَمل بر مباحثی دیگر نمایم. بلکه ازآنجاکه بعضی از موضعگیریهای این برادر معزز طی سالهای اخیر را ناشی از عدم شناخت کافی و آشنایی کامل ایشان با هویت اصیل مردم و تاریخ این شهر و شخصیت شهروندانش میدانم، لازم دانستم توضیحاتی را برای ایشان ارائه دهم. از جلسه «یاحسین (ع)» بگویم و «یا حسینی (ع)» ها.
از کجا شروع کنم و از چه بگویم نمیدانم. از روند تأسیسش در سال ۱۳۷۰ که محفلی مردمی بود و بیریا. نامی برای خود انتخاب نکرده بود و در صبحهای جمعه که بعد از نماز صبح در منازل مردم تشکیل میشد و نشانهاش پرچمی بود که بانام مقدس «یاحسین (ع)» مزین شده بود که این پرچم رفتهرفته در بین مردم به جلسه یاحسین (ع) معروف شد.
جلسهای که بهسرعت جای خود را در بین اقشار مختلف خصوصاً جوانان باز کرد و در دورانی که شعار «مقابله با تهاجم فرهنگی» کلیدواژه سخنان رهبر معظم انقلاب و سایر مسئولین بود، مأمن و جانپناهی برای نسل جوان مؤمن و متعهد شهرمان شده بود. جلساتی که در فاصله زمانی کمی، به دلیل استقبال شدید مردم و کثرت جمعیت، به مساجد و تکایا منتقل شد و نهتنها بهصورت مراسم هفتگی و جلسات فوقالعاده در ایام خاص که خاطرات شیرین برگزاری جلسات در شبهای ماه مبارک رمضان، برای مردم شهرمان فراموش ناشدنی است. جلساتی که خروجی آن، صرفاً شور حسینی نبود که تأکید بر ترویج شعور حسینی (ع) و درک معارف اهلبیت (ع) و فعالیتهای فرهنگی، باعث حضور شخصیتهایی کمنظیر و شاخص کشوری در این مراسمات بود. محافلی که سخنرانان و مادحین، شاعران و چهرههای شاخص کشوری، مفتخر به حضور مستمر در آن بودند. از سید الاسراء و امیر آزادگان کشورمان مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین سید علیاکبر ابوترابی و مرحوم آیتالله سیبویه تا شعرای گرانقدری چون: مرحوم استاد حسان، مرحوم استاد آقاسی، حاج علی انسانی و حاج غلامرضا سازگار.
از بنیانگذارانی که سابقه ایثارگری و مجاهدت قبل و بعد از انقلاب ایشان و یا حضور مؤثرشان در نهادهای انقلابی و جبهههای نبرد حق علیه باطل، شاهدی بر انقلابی بودن ایشان است و حضور پررنگ ایشان در کنار مردم و در سنگر دفاع از نظام اسلامی طی دهههای گذشته بر هیچ ناظر منصف و متدینی پوشیده نیست.
احساس مسئولیت اجتماعی و تعهد اخلاقی برای تلاش بهمنظور رفع معضلات و مشکلات جامعه خصوصاً عنایت ویژه به رفع دغدغههای معیشتی و زندگی خانوادههای بیبضاعت، از مهمترین دستاوردهای این جمع بابرکت بوده است. کدام مجموعه فرهنگی و مذهبی (بدون بهرهگیری از بودجههای عمومی و دولتی) در طی این سالها توانسته است، بهصورت هدفمند و با برنامهریزی مستمر، تاکنون بالغبر ۸۰ میلیارد ریال جهیزیه به خانوادههای آبرومند و آسیبپذیر شهرمان هدیه کند.
طولانی شدن این مقال از حوصله مخاطب خارج است و در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
حضرت آقای حسینی!
اینها تنها گلهای معدود از گلستانی است که جنابعالی با سخنان عتابآلود خود، آن را مورد هجمه قرار دادهاید.
نمیدانم سابقه انقلابی و ایثارگری و یا حضور در جبهه شما بهاندازه برخی از بنیانگذاران یا اعضای این جلسه میرسد یا خیر، حتی نمیدانم قرابت فکری و یا فیزیکی شما به مقام معظم رهبری از مرحوم ابوترابی و یا جناب انسانی و سازگار بیشتر است یا نه و یا نمیدانم در طی سالهای حضورتان در کاشان، در امور خیریه و عامالمنفعه به چه میزان توفیقاتی داشتهاید اما این را شنیده شد که جناب شما سالها پیش در نشستی، هیئات مذهبی شهر را دعوت به دریافت مجوز و تشویق به همکاری و ارتباط بیشتر با اداره تبلیغات اسلامی نمودید و بهعنوانمثال یکی از هیئات را متصف به صفت «انقلابی» کرده و آن را بهعنوان هیئتی شاخص و مجوز دار، الگویی برای سایرین دانستید. هیئتی که بحمدالله حضرتعالی مفتخر به سخنرانی در آن بودید و فارغ از برخی سوابقش در قبل از پیروزی انقلاب در دعوت از سخنران غیرانقلابی، حدود دو ماه بعد از همان نشست، اعضای هیات در حین عزاداری در بازار کاشان با سلاح سرد به جان هم افتاده و به عزاداری خود شور و حالی وصفناشدنی بخشیدند!
جناب آقای حسینی!
نمیدانم فرایند صدور مجوز و اصرار شما برگرفتن این نوع مجوز و ابزار و فرایند نظارت شما بر هیئات در قبل و بعد از صدور این مجوز چیست؟ اما میدانم «یاحسین (ع)» با جایگاه و مرتبت ویژهای که نهتنها در شهر کاشان و در بین مردم و مسئولین «بومی» آن و یا شهرستانهای همجوار که نزد مقامات و شخصیتهای فقهی، علمی و سیاسی کشورمان داشته و دارد، خود مرجع صدور مجوز برای «خیلی» ها بوده و هست.
مجوزهایی که بعضاً شاید دنیوی هم نباشد اما مؤثر و ماندگار است.
شاید قاعدین کوتهنظر دیروز و مدعیان بیهنر امروز را یارای درک این مقام و منزلت نباشد اما واقعاً اگر نمیتوانیم گُلی بنشانیم، برای اثبات وجود خود دلیلی بر هجمه به گلستان نداریم!
آقای حسینی،
یا حسینیها، «صله» خود را دنیوی ندانسته و نمیدانند. بیایید همه یا حسینی باشیم!
* شرح تیتر:
بخش آغازین از شعری که در مراسمها و جلسات یاحسین (ع) توسط مردم بهصورت دستهجمعی خوانده میشود.










دیدگاه شما