کاشان نیوز-سعید غلامیان: «سه گونه بیان سه گونه نمایش!»
اول؛ در شهر کاشان که از دیدگاه فرهنگی یکی از شهرهای تاریخی، دیرپا و هنرپرور است یک نمایشنامه اجرا میشود، مخاطب عام از این نمایش استقبال میکنند که نشاندهنده دقت، تخصص و شناخت هنرمندان آن تئاتر از سلیقه مخاطب است.
برخلاف مخاطب عام که متاسفانه عادت و احساس وظیفهای برای اظهارنظر در مسائل اجتماعی ندارد مخاطب خاص نیز هنرمندی است که هم صاحب دیدگاه است و هم اهل نقد و نوشتن و اظهارنظر.
مخاطب خاص بنا بر وظیفه خود از این نمایش نقدی مینویسد و ازآنجاکه با عامه در ارتباط است پلی میسازد بین هنرمند و جامعه، اما شوربختانه برخلاف دیگر جوامع که به منتقد جایزه میدهند و از او قدرانی میکنند و برای بهتر شدن کار از دیدگاه وی بهره میبرند ناگهان در فضای مجازی و در یک صفحه شخصی به منتقد حمله میشود و نقد بجای پاسخی منطقی موردحمله قرارگرفته و تخطئه میشود!
بجای اینکه این دو سرمایه اجتماعی همدیگر را تکمیل کنند و آن هنرمند تئاتر که صاحب شناخت سلیقه مخاطبان نیز هست از نقد این هنرمند صاحبنظری که در درون جامعه مخاطب زندگی میکند بهره ببرد، ناگهان ساز دشمنی کوک کرده، هلمنمبارز سر میدهد! از ابزار فشار بهره میگیرد و بجای پاسخی در مسیر همان نقد سعی در تهییج افکار عمومی میکند! غافل از اینکه در عرصه فرهنگ، ابزار فرهنگی و راهکار خاص آن کارآمد است. این روش مانند راه رفتن در بدنه یک قطعه برف یخزده بزرگ در سراشیبی کوهستان است، کوهنوردان باسابقه میدانند که برش خوردن یک قطعه بزرگ برف یخزده با راه رفتن در میانه آنچه فاجعهای را رقم میزند! سقوط بهمن.
دوم؛ جایگاه ائمه جمعه از دیرباز از موقعیت خاصی برخوردار بوده است و حفظ شأن این جایگاه نیز شرایطی دارد و بقول معروف «حرمت امامزاده با متولی است» اما وقتیکه یک نمایش از اداره کل یک وزارت خانه مجوز گرفته است مخالفت با آن جز کاستن از اعتبار هر دو نهاد ائمه جمعه و وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی نخواهد بود. خاصه آنکه فرماندار شهرستان نیز به دیدن این نمایش رفته و معتقد است نمایش ازنظر وی فاقد اشکال است. فرمانداری که ازقضا بسیار از همین تریبون موردتقدیر و لطف هم قرارگرفته است.
البته امامجمعه نیز مانند یک شهروند حق اظهارنظر و اعلام موضع دارد اما حساسیت جایگاه وی حزم و احتیاط بیشتری طلب میکند تا باعث ایجاد تصور گسست بین نهادهای فعال یک جامعه را ایجاد نکند. سخن بیمحابا در این جایگاه گفتن نیز باعث ورود اشخاص بینامونشان و صدور شبنامه و … میشود.
وقتی در شرایط فعلی کشور اشخاصی نقاب دار! با توزیع شبنامه و تهدید به حذف و حمله و تحدید وارد یک عرصه فرهنگی میشوند ارباب و اهل حل و عقد و بزرگان و دانایان یک جامعه باید حساس خطر کنند! این یک اختلافنظر و تفاوت دیدگاه است و راه حل آن تهدید به شکستن و اتهامات بیاساس و هتک حرمت نهادهای قانونی و عرفی جامعه نیست. بخصوص کاشان که در حوزه هنر تئاتر اشخاص ارزنده و صاحبنام و باسابقه بسیار دارد.
سوم، وقتی بحرانی برای یک موضوع فرهنگی به وجود میاید اهل همان عرصه باید مداخله کنند، دقت کنید که در جوامع مدرن مراجع رسیدگیکننده تخصصی با وجود دادگستری مراجع داوری مختلف، مراجع متعدد صنفی و … رو به ازدیاد است.
وقوع اتفاقی ازایندست میطلبید که اهلفن دخالت کنند، ریشسفیدانی که در این وقایع سکوت اختیار میکنند یا خود را شایسته جایگاه خود نمیدانند یا راه عافیتطلبی پیشه کردهاند… که نتیجه آن از قبل مشخص است!
استفاده از رسانه و اقناع افکار عمومی و اشخاصی که باوا سطه و اخبار غلط اقدام به اظهارنظر در تریبونهای رسمی و عمومی میکنند راهحلی است که نه هنرمند جامعه ما آن را بهدرستی میشناسد، نه مدیران ما و نه حتی بعض فعالان رسانهای که بجای نوشتن نقد و نظر و اظهارنظر رسمی در رسانه عمومی به اینستاگرام و توییتر و … پناه برده و فکر میکنند از این دریای خروشان میتوان بدون تر شدن رد شد!
از همه اینها گذشته لغو مجوز رسمی یک نمایش پرمخاطب که هنرمندان صاحب نامی در آن ایفای نقش میکنند-هر چند نقدی بر آن وارد باشد- تزلزل در بنیان اعتماد مردم نسبت به نهادهای حاکمیتی و دولتی ایجاد خواهد کرد و صد البته باعث شهرت و ماندگاری آن نمایش خواهد شد.










باسلام اینترنت وفضای مجازی درحوزه عمومی و روابط اجتماعی افراد در گیر در دنیای مجازی، علاوه بر خبررسانی به موقع ومسائلی از این دست، نقش تسهیل کننده وگرم کنندگی هم ایفا می کنند. دراین بین انتقادکنندگان، دفاع کنندگان، گرم کنندگان، میانجی گران بعلاوه تماشاچیان پنج دسته عمده افراد حاضر دراین مباحث را تشکیل می دهند که نقش آفرینی هر گروه یا دسته باعث می شود مسیر روبروی هر پنج دسته به سمت وسوی متفاوت وگاه درست یا غلط رهنمون شود. هنرمندان بدانند که اگر در عرصه هنرهای نمایشی شهر، درست یا غلط هر کاری کرده اند باید پاسخگوی اقدامات خود باشند و حداقل برای دفعات بعدی انجام کار هنری خود اگر قصد دارند که برای دل مردم کار کنند باید که اشتباهات خود را تکرار نکنند والا مسیر رشدی نخواهد بود که بپیمایند;که پذیرش خطا یا قصور باعث رشد است ولی انتقادکننده ها، مدافعین هر تفکر وچه آنها که به هر دلیل و با هرقصد و نیت مباحث را گرم می کنند و بر تنور اختلافات یا نقاط مورد دعوا می دمند و یا حتی دسته میانجی گران، هیچکدام از چهار دسته اول گناهشان کمتر از دسته پنجم یاتماشاچی ها نیست. چهاردسته اول اساسا" باید وجود داشته باشند تا جامعه قوام پیدا کند. مسیر رشد وتعالی وتوسعه با کمترین هزینه طی شود و همه بفهمند که باید برای ایفای نقش واقعی خود چه کاری بکنند وچه کاری نکنند؟اما اگر قرار است کسی سرزنش شود باید کسانی که بیرون گود نشسته اند وقصدشان فقط کشیدن گلیم خودشان از آب است، سرزنش شوند. انتقاد کنیم از همدیگر ولی تماشاککنده ها را لعن ونفرین کنیم چرا که نمی گذارند مسیر این گفتگوی چند جانبه درست وصحیح طی شود.امید که روزی فرا رسد که هم خطاکننده ها جرات وفهم پذیرش وجبران خطای خود را داشته باشند وهم دیگران دست از بازی های بی معنی خود بردارند.
نمایش صرفا خنداندن مخاطب نیست، البته ساختار نمایش طنز به گونه ای ست که موقعیت های خنده آور و کمیک ایجاد می کند و در این شکی نیست. این ویژگی را نباید فراموش کرد اما به هر قیمت خنداندن مخاطب هم درست نیست.
سلام باتوجه به این که این نمایش هیچ ارزش هنری ندارد وفقط بایک سری دیالوگ وحرکات موزون سعی در خنداندن مردم را دارد بنابراین ارزش پرداختن به به این شکل وجود ندارد.متاسفانه بازیگران وعوامل با سرو صدا درفضای مجازی به دنبال منافع خود هستند.