کاشان نیوز-زهرا رسول زاده:حالم خوش نبود یک ساعت زودتر از مدیر اجازه گرفته بودم و با تاکسی بی سیم به سمت خانه حرکت کردم.دلم می خواست زودتر به خانه برسم اگر چه راننده عجله نداشت.ساعت حدود ۱:۳۰ بود و خیابان ها پر از دانش آموزانی که مدرسه شان تعطیل شده بود.به راننده گفتم ازمسیر کمربندی برود .
به فلکه اکسپورت که رسیدیم ترافیک بود.با خودم فکر کردم از میدان که رد شویم کمربندی ترافیک نخواهد داشت.راننده مرد نسبتا کاملی بود. بعد ۱۰ دقیقه توی ترافیک میدان ماندن، وارد کمربندی شدیم اما ترافیک همچنان سنگین بود.
.بلوار پهن بود و اینهمه ترافیک حتماً دلیلی داشت.بوق های ممتد و حرکت کند ماشین ها حواسم را از خودم پرت کرده بود.ماشین ها از جایی کمی مسیر را کج کرده و به آرامی حرکت می کردند.کمی بعد از پارک شهید مومنیان با صدای نچ نچ راننده سرم را از روی صندلی بلند کردم.آمبولانس و پلیس قسمتی از راه را گرفته بودند.
جلوتر که رفتیم ازراننده که از لاین کنار حرکت می کرد خواستم بایستد. پیاده شدم وجلوتر رفتم زنی روی زمین افتاده بود و چادرسیاه رویش کشیده بودند. آنطرفتر موتوری بود که با فاصله ای از باغچه ی وسط بلوار به وسط خیابان پرت شده بود و سمندی که با سپر خورد شده راه را بند آورده بود.
وقتی ماجرا را پرسیدم یکی ازمغازه دارهای کنار بلوار گفت:چند وقت است که موتوری ها و دوچرخه ای ها برای اینکه تا بریدگی برای دور زدن نروند جدول های بلوار را با سر موتور از سر راه برداشته اند و باغچه به راه میانبر تبدیل شده .هر چه هم به شهر داری نامه نوشتیم و زنگ زدیم فایده نداشته.
انگارموتوری از آنطرف بلوار با زنش از میان جدول و باغچه بلوار رد شده تا شاید به نظر خودش زودتر برسد اما سمندی سرعت داشته که البته توی این بلوار غیر طبیعی هم نیست با او برخورد کرده.زن سرش به زمین خورده و جان داده .
راننده ی زخمی و خونین موتور و زن را در آمبولانس گذاشته بودند. پلیس داشت ماشین ها را برای رد شدن هدایت می کرد.
سرم گیج می رفت اما مبهوت این میانبر ساخته شده برای مرگ ایستاده بودم.صدای راننده تاکسی به خودم آورد: خانم حرکت کنیم؟
سوار شدم و حرکت که کردیم نگاهم روی خون های کف آسفالت جا ماند و با خودم زمزمه کردم: هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود بر نخاست که…

خانم رسول زاده سلام ازبابت گزارشتان تشکر می نمایم ولی لازمست یادآوری نمایم در گزارش خودتان باید به تابلوهای محدودیت سرعت هم توجه می فرمودید در بلوار کمربندی سابق ظاهرا حداکثر سرعت ۶۰ کیلومتر است شاید اگر راننده محترم سرعت زیاد از مقررات نمیداشت شاید .....
همه ی ما از بی فرهنگی درمورد خیلی از موارد می رنجیم و سخن در این باره به درازا میبریم اما چگونه میشود فرهنگ سازی کرد چرا نخبگان ما وارد عرصه نمیشوند و اگر هم وارد میدان میشوند با مانع رو برو میشوند چرا جامعه شناسان وارد عرصه نمیشوند فرهنگ سازی متولیش کیست ایا فقط دولت یا چند نهاد ایا نباید نخبگان وارد میدان شوند ایا نباید مردم پیگیر و مسئولان پاسخگو باشند همین قضیه ژاپن چرا تا هر چیز میشود ذهن ایرانی جماعت به انجا میرود درون خودمان نمونه ها داریم اینجاست که احساس میشود نخبگان نتوانسته اند مردم را به ارزش های دیرین ،سنتی و مذهبی خودمان جلب کنند نگاهشان همیشه به شرق و غرب است خود را فراموش کرده ا یم نگاهمان باید عوض شود نخبگان جدا ورود پیدا کنند مردم پیگیر شوند مسئولان پاسخگو باشند
شهرداری بارها این جدول ها را بند آورده ، اما عده ای هستند بی فرهنگ که دوباره جدول را خراب می کنند و بجهت راحت طلبی و عجول بودنشان باعث جان دادن عده ای دیگر می شوند... درست است که ما از ارگانها و مسئولینمان انتقاد های زیادی داریم و بیشتر مشکلات بدلیل سوء مدیریت ها تعبیر می شود. لیکن هر چیزی و هر دردی را نباید چسباند به این و آن. خودمان باید از خودمان شروع کنیم. وفتی ما زیاد غذا می خوریم. وفتی استاندارد مصرف جهانی نمک روزی ۵ گرم است اما درصد مصرف نمک در ایران چند برابر مصرف جهانی است، دلیلش جز اشتباه ماست؟ البته نحوه ی اطلاع رسانی و فرهنگ سازی را هم نمی توان کتمان نمود. بنده با موتور سکلت پشت چراغ قرمز میدان امام حسین کاشان ایستاده ام و خرسند از اینکه به قانون احترام می گذارم. دقیقا در آن لحظه موتور سواری دیگر از کنارم رد شد و با دهان کج و با لهجه گفت : بی برو بیکاری وایسیدی. مردم ژاپن خودشان خواستند که ژاپن شوند . اما ما راحت طلبیم و کارشناسانی که به ایران می آیند به این مشکل را بارها اشاره کرده اند. فرضا یادگیری کارکرد یک دستگاه یا روند یک کار را برای یک ایرانی دو بار بگوییم یاد میگیرد اما همان فعالیت را برای یک ژاپنی با ۱۰ بار آموزش دادن یا می دهیم. اما شما ایرانی ها پشتکار ضعیفی دارید و زود خسته می شوید... چه دل پری! نتیجه اینکه رانندگی در کاشان از تهران هم سخت تر است. این به منی که ۱۵ ساله هم ماشین سوارم و هم موتور سوار ثابت شده!
فکر کنم بر میگرده این قضیه به نبود فرهنگ رانندگی و نبود کنار گذر چون که عملا این بلوار دیگر کمربندی نیست ضمنا اسفالتشم که خرابه هیچ و دلیل اصلی بر میگرده به نبود رییس شواری خوب و شورای ناظر بر عملکرد شهرداری البته اخرش نمیدانیم این کمربندی به عهده راهسازی هست یا شهرداری؟؟؟؟؟
منم دقیقا همینجا نزدیک بود به یه موتوری بزنم چرا کسی کاری نمیکنه
فرهنگ رانندگی فکر کنیم