کاشان نیوز– محمد مشهدی: ۱- مشی سران جریان اصلاحطلب (چپ) در انتخابات جاری مجلس مایه نومیدی طرفداران این جریان شده است، جریانی که چشم امید قسمت اعظم نخبگان و تحصیلکردگان و جوانان و دانشجویان به آنها دوخته شده بود. حداقل انتظار میرفت با توجه به احتمال ردصلاحیت چهرههای شاخص اصلاحطلب، تعداد قابلملاحظهای از چهرههای شاخص ثبتنام کرده تا در صورت حذف اکثریت، حداقل یکی دو کاندیدای مورد اجماع باقی بمانند. اما متاسفانه در این جمع ۴۶ نفره حتی یک چهره سرشناس اصلاحطلب که امید به تایید صلاحیتش باشد وجود ندارد!
شاید این دوستان بگویند: «در میان ثبتنام شدگان، هستند کسانی که میتوانند کاندیدای این جناح باشند.» اما چگونه میتوان ظرف چند روز آن هم در آشفته بازار رقابتهای محلی چهرهای تقریبا ناشناخته را معرفی کرد؟
شاید بگویند: «نماینده کنونی مجلس، با توجه به رای حداقلی از پیش مشخص شدهاش، شانس انتخابشدن دارد و همو در شرایط فعلی خواسته ما را تامین میکند.» اما همه میدانیم که مهرهچینی حسابشده یکی از جناحهای رقیب، به نیت از میدان بهدرکردن این نماینده، شانس پیروزی وی را به حداقل رسانده است.
شاید بگویند: «بهترین گزینه برای اصلاحطلبان ائتلاف با گروههای همسو است.» در این صورت نیز ضروری مینمود که ابتدا کاندیدایهای شاخصی معرفی میشد تا قدرت چانهزنی بالا رفته و امکان تامین خواستههای جناح اصلاحطلب را بالا ببرد.
به هر روی مشی سران اصلاحطلب در انتخابات چنان ضعیف است که به کلی ابتکارعمل از آنان سلب شده و دست بسته خود را در پای رقبان و مخالفان انداخته و ستون به ستون دنبال فرج میگردند و لابد منتظر اتفاقات غیرمترقبهای هستند که احتمال وقوع آن در حد یکی دو درصد است.
البته شخصا به سلیمالنفسی آن عده از سران اصلاحات یا چپ منطقه که از نزدیک میشناسم، ایمان دارم، اما دردمندانه باید گفت شیوهای که پیش گرفتهاند به همه چیز میماند غیر از سیاست و ثمرهای ندارد جز خسران و نومیدی و خون جگر.
برای کمک به ارزیابی بهتر رفتار این دوستان چند پرسش مطرح میکنم تا کلاهمان را قاضی کنیم؛
آیا شأن و ظرفیتهای اصلاحطلبان منطقه همین است که آنها نشان دادهاند؟
آیا در جهت همگرایی و اتفاقنظر نیروهای اصلاحطلب منطقه و شناسایی و معرفی چند کاندیدای توانا رایرنیهای کافی با نیروهای هواخواه انجام دادهاند؟
آیا شرایط به وجود آمده بهویژه مهرهچینی یکی از چهرههای تاثیرگذار معادلات پیشین اصلاحطلبان را بههم نزده است؟
آیا اصلاحطلبان برای مقابله با اینگونه تنگناهای احتمالی برنامههای مشخصی در نظر دارند؟
آیا در جهت حمایت از دولتی که کینهخواهان حتی پیروزیهای تاریخی، شگرف و بیسابقه آن را شکست مفتضحانه میخوانند، و هر لحظه به دنبال آن هستند تا امید همه را ناامید کنند، شیوه مناسبی اتخاذ کردهاند؟
آیا قیمت این دولت مظلوم که در دایره هجوم دوستان نادان و دشمنان داناست، همین اندازه است که این دوستان خرج کردهاند؟
آیا وجدان این دوستان در مقابل احساسات جریحهدار اصلاحطلبان و جوانان ترقیخواهی که نومیدانه به صحنه کارزار انتخابات مجلس مینگرند آسوده است؟
آیا وظیفه خود را در جهت انتخاب نماینده نسبتا مناسبی که لااقل چوب لای چرخ دولت عقلا نگذارد و پیشگیری از تعیین نمایندهای که در شان مردم منطقه نیست، انجام دادهاند؟
۲- سخنی نیز با گروهی که در این شهر برای خود شانی قایلاند و خود را معتدل و حامی دولت میدانند، اما اکنون به خاطر کینهخواهی و تصفیهحسابهای قبیلهای و به قصد شکستن آراء نماینده فعلی مجلس، مردم منطقه را با چالشی جدی مواجه کردهاند.
این اقدام متناقض آنها نشان میدهد همه تقلایی که به بهانه احقاق حقوق مردم شهر کاشان و انتخاب یک شهروند کاشانیتبار میکرند، و همه شعارهایی که در حمایت از دولت روحانی سر میدادند فقط در جهت منافع خودشان معنا مییابد.
به این گروه که تا چند ماه پیش به اصلاحطلبان کاشان میگفتند: «یکی از بین خود انتخاب کنید تا ما از وی حمایت کنیم.» (قریب به مضمون) باید گفت که انتظار نداشته و نداریم که از کاندیدای اصلاحطلب حمایت میکردید، اما ای کاش حداقل پشت کسی میایستادید که شان، صلاحیت و توانایی نمایندگی مردم کاشان در مجلس را میداشت.
ای کاش کسی را معرفی میکردید که ما نیز برای جمعکردن آرا پشت سر شما حرکت میکردیم.
ای کاش اصلاحطلبان نومید از بین بد و بدتر، کاندیدای مورد نظر شما را انتخاب میکردند!
ای کاش حداقل برای حفظ منافع خود و جلب اعتماد مردم هم که شده کمی به فکر شرایط خاص انتخابات مجلس در کاشان بودید.
۳- دیر است اما هر جا جلو ضرر را بگیریم منفعت است؛ پس بیایید امید مردم و جوانان فهمیده و ترقیخواه منطقه را ناامید نکنیم، بیاید آمال مردم را که امروز در حمایت از دولت روحانی خلاصه شده است، با مسئولیتشناسی دنبال کنیم. در مخمصهای که بدان گرفتار شدهایم شاید بهتر باشد بیش از آنکه به دنبال انتخاب شخص خاصی باشیم، پیگیر انتخاب نشدن کاندیداهایی باشیم که در صورت انتخاب میتوانند تمام معادلات را بر هم زده و با نفوذ و ایجاد باند در نهادهای تاثیرگذار منطقه، چنان اوضاع را آشفته کنند که تا دهها سال خرابی و خسارتهای آن قابل جبران نباشد.




باتشکر از سایت تحلیلی خبریتان. تحلیل کاملا درستی است
سلام اصلاح طلبی در کاشان وجود ندارد .بگوئید یک عده محافظه کارمتمایل به به اصلاح طلبی
ضمن تشکر از متن دلسوزانه جناب استاد مشهدی، به نظر می رسد اشکالات اصلی مغفول مانده است. وضعیت اقوال و ادعاهای بعضی دوستان مدعی اصلاح طلبی، صاف و آبی است؛ اما وضعیت اعمال و عملکرد ایشان کاملاً غبارآلود و حتی مخالف اصول اولیه و مشی اصلاح طلبی است. تنها به ذکر یک نمونه از این شرایط جوی موجود اشاره می شود.ایشان به صورت سنتی و بر اساس نظر یک حلقه بسته محدود و غیر منتخب چند نفره و همواره متشکر از خود(که در هیچ مجمع عمومی رسمی یا غیر رسمی متشکل از حداقل تعداد همفکران خود مادام العمرانتخاب نگردیده اند!)، همواره تصمیم گرفته یا سخن رانده اند! دوستان اصلاح طلب و اصولگرا هنوز سنت وار باور دارند که مردم فهیم و عاقل، منتظر تعیین تکلیف ایشانند! ابتدا حقانیت و استناد هویت و موجودیت خود را اثبات فرمایند تا متعاقب آن شاید اعتماد حداقل بخشی از همفکران خود را کسب نمایند و ...
نظر شما درست است، اما به خاطر ملاحظات برخی از دوستان این موارد از مقاله حذف شد.
واقعا آدم ناراحت میشه از اینکه اصلاح طلبان کاشان اینقدر بی تفاوت هستند در این دوره. من به عنوان یک جوان خواستار اصلاح، حداقل میخواهم که بزرگان اصلاحات از یه فردی حمایت کنند که حداقل انتظار رو بتونه برآورده کنه.
آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند آقای مشهدی، داشتم به این موضوعاتی که اینجا مطرح کردید فکر می کردم که که با این یادداشت شما روبرو شدم به عنوان یک جوان اصلاح طلب هروقت با دوستان هستیم و صحبت میکنیم تقریبا همین مسایلی رو که مطرح کردید موضوع بحث و گفتگو هامون هستش ولی کو گوش شنوا در کل ممنون از یادداشت زیبا تون ما دیگه کم کم داره به شنیدن همین صحبت ها و دغدغه ها از زبان یکی دیگه قانع میشویم الان هم با خوندن این یادداشت این حس بهم دست داد که یک همدردی رو پیدا کردم که میشه سرم رو روی شونش بزارم با نوشتن این کامنت درد دلم رو بهش بگم بعد یه کم گریه کنم تا سبک بشوم ممنون