کاشان نیوز– مقداد نمکی:اوایلی که پشت دار قالی رفتم؛ خیلی دوست داشتم پوددادن را یاد بگیرم. پود زیر کار سختی نبود، فقط گاهی پوست نازک دستهایم وقتی لای چلهها میرفت، بهشدت سرخ میشد؛ بعد با کوبیدن دفتین روی پود زیر، ریشههای بافتهشده، قشنگ کنار هم جای میگرفتند؛ اما پود رو، هرچند نازکتر بود و لای چلهها کشیدنش زیاد زحمتی نداشت، بهعکس پود زیر، کوباندنش کار سختی بود.
مادربزرگ وقتی اینقدر علاقه منو به فراگیری فنون قالیبافی میدید، میگفت: «ننه جو! شکلت میرم؛ حوصله کن، بزرگ بشی، یاد میگیری. پاشو پاشو برو سر یخچال، یَ قاچ هندونه بخور. خسته شدی ننه. یه لیوان آب هم بده مَ بخورم پیرشی ننه.»
او آنقدر به من کم سن و سال و جوون مهربانی میکرد که منو عاشق کار و دار قالی کرده بود.
ننهجان خیلیها را با همین خوشاخلاقی و مهربانیاش که به زیبایی گلهای رنگارنگ قالی و نغمه دفتین طراوت میبخشید، عاشق کار و زندگی کرده بود. لیوان آب را که به او میدادم و نوشجان میکرد، نغمه داوودی، برادرش (مرحوم حاج علی اخباری) از پشت همین دار قالی یادش میآمد، آرام اشک میریخت و زیر لب میگفت: فدای لبتشنهات حسین، بیخود نبود اسم اولین اولادش را گذاشته بود، علیاکبر.
قدیم، پدرها و مادرها برای نامگذاری بچهها، کتاب و سایت و دفتر نام نداشتند، عشق داشتند. همانکه سعدی شیرینسخن میگوید:
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
امروز، روز سراسر سرور شبیهترین افراد به پیامبر مهربانی است. آسمانیترین جوان و عاشقترینهای کربلا. روز میلادش بر جوانان به شادابی و نشاط.
https://telegram.me/daftin
راستش ارتباط قسمت اول و دوم متن رو اصلا متوجه نمیشم. یعنی نفهمیدم منظور از این متن چی بود. متن فشلی بود