کاشان نیوز: روزنامه نگار و نویسنده کاشانی طی یادداشتی برگزاری اولین نمایشگاه برپا شده در گالری هنری «لیکه» پرداخته است.
«هنر راحت است» نوشتهای بود که آبراموویچ و اولای بر شیشه جلوی اتومبیل مینیون که خانهشان بود و در آن زندگی میکردند چسبانده بودند. مارینا آبراموویچ هنرمند یوگسلاویتبار ساکن نیویورک است که از اوایل دههٔ ۱۹۷۰ خلق آثار پرفورمنس را به صورت حرفهای آغاز کرد. وی با سه دهه فعالیت، سعی بر این داشت تا خود را به عنوان «مادر هنر پرفورمنس» مطرح کند. اثر آبراموویچ رابطهٔ میان پرفورمر (اجرا کار) و مخاطب، محدودیتها و امکانات مفاهیم ذهنی را مورد کاوش قرار داده و به اشیا و امکان تعریف دوباره آنها به صورتی تازه مینگرد. تا در در نهایت به نامدارترین پرفورمنس آرتیست زن بدل شد که بانی تبدیل اجرا به شکلی نهادینه از هنر بود.
عصر جدید هر شیئی معنایی متفاوتتر از ماهیت ابتدایی و اصلی خود میتواند بگیرد. معنایی که به واسطه موضع قرارگیری شیئی کارکردی متغیر و نو از آن استنباط شده و بیشک با هر آنچه پیش از ان بوده فاصله خواهد داشت. در این پروسه نمیشود به همه چیز بر اساس معنایی واحد نگریست بلکه هر اتفاق عامل یا عنصری در جهت معنایی و شکلگیری ساختار فرهنگی نقش خود را ایفا میکند. در چنین راستایی است که نگرش هنرمندانه به هر چیز تاثیری در روابط اجتماعی و هویت ساختاري پدیدهها و روابط منتج از این جریان دارد. ایونتی که در اجرا و به منصه بروز رسیدن عوامل متعددی را با خود درگیر و همراه کرده و قاعدتن هر زمان نگاهی نو در مسیر شکل دهی به هویت انسانی را نشان خواهد داد. به عبارتی ما هر شیئی را معرفی کرده و به آن شخصیت میدهیم. اگر هنرمندانه یا به قول سهراب سپهری جور دیگر به هر چیز بنگریم آن شیئی یا اتفاق تعریفی هم راستا با نگاه و معرفی خود خواهد پذیرفت. در اینکه مبنای هنر عنصر خیال و توجه، هدایت و همراهی با پر و بال گیری آن است امری مبرهن و روشن میباشد. به عبارتی هنرمند همواره وامدار طیران خیال خود بوده و در راستای خلق اثر از آن بهره میگیرد. همچنانکه ژاک آدامار در کتاب روان شناسی ابداع در ریاضیات عنوان کرده ابداعات و نوآوریهای هنری و علمی و فنی از عالمی ورای عالم طبیعت به ذهن و ضمیر مبدع خطور میکند.( 1367 نشر شمیران) در چنین راستایی مشخص است که میزان و اندازه بهرهمندي هر کس از عالم خیال متفاوت بوده تا جایی که حتا قدرت اجرا و خلق و تغییر در هر اتفاق را منتج از ساختار و جایگاه ذهنی فرد دانستهاند.
نمایشگاه برپا شده در فضای هنری لیکه از چند صورت مورد توجه است. ابتدا تبدیل و تغییر ساختار شرکت فرش در شهرک صنعتی جعفرآباد کاشان به فضایی با هدف اجرا و نمایش آثار هنری حائز تامل است. چراکه تغییر ذائقه دیداری، فرهنگی و حتا محیطی در چنین شرایطی مستلزم برخورداری از اندیشهای پویا و فردانگر میباشد. دیدگاه دیگری که قابل توجه مینماید برپایی نمایشگاه هنری اگرچه مرتبط با نساجی که غالبن ضایعات متریال آثار میباشد، است. نکته دیگری که شاید چندان ویژه به حساب نیاید ولی جای تامل دارد کنار هم قرار گرفتن آثاری با هارمونی مفهومی یکسان از هنرمندانی است که در یک موضوع، متریال و شاخصه فعالیت دارند که به صورت مشخص هنر و خیالشان را در صورت و شکلی دیگر دیده و به اجرا در آوردهاند. آثاری از فرهاد احرارنیا، مریم اشکانیان، طاهر اسعد بختیاری، فریدون آو، زهرا ایمانی، فریبا بروفر، بیتا فیاضی، مونا جولا، هما دلواری، صونا قائم، نگار فرجیانی، نرگس هاشمی، عاطفه مجیدی نژاد، لاله معمار اردستانی، افسانه مدیرامانی، شادی پرند، هما شجاعی، شیرین ملت گهر، هدی زرباف با کیوریتوری شاهد صفاری معین یک فکر و نگاه مشترک به هنر میباشد.
اثار به نمایش در آمده امکانهای بی نهایت تاملی را نشان میدهد. امری که در پیوند میان نظم ماده و ادراک شکل پذیرفته است. در این نگرش خیال به زبان آفرینش بدل میشود جایی که فرم حاصل اندیشه و خیال است و ظهور آن در قالب بصری تجسد پذیرفته است.
این نمایشگاه که در آبان و آذر ماه در فضای هنری لیکه (جوانه گندم) به نمایش در آمد اگر چه در بعضی از کارها مثل ملحفه یا منسوجات روی هم انباشته شده و یا لحافی که در صندوقچه ای قرار گرفته استخوان های انباشته آبراموویچ را یاد آور میشود، در کل میتوان به عبارت قیلون فیلسوف یونانی “قوانین نامرقوم طبیعت” برای این نمایشگاه استناد و توجه کرد.












دیدگاه شما