کاشان نیوز- امیر عباس مهندس: ابراهیم به هاجر نان و مشک آبی داد. اسماعیل را بر دوشش گذاشت و او را روانه کرد. هاجر در کویر آواره شد تا آبش به پایان رسید. اسماعیل را زیر بوتهها گذاشت و به مسافت زیاد از او، در مقابلش بنشست تا مرگ او را نبیند. اسماعیل تشنه میگریست. خدا صدای او را شنید، چشمان هاجر را باز کرد تا چاه آبی را ببیند و اسماعیل راسیراب کند. خدا همراه اسماعیل ماند و اسماعیل در کویر فاران سکونت گزید. (سفر پیدایش. باب بیست و یکم)

اگر بیابان صحرا و کویر را در یک راستای مفهومی قلمداد کنیم بهتر میتوان به ذات معنایی و حتا نمادین آن در ردیف رمزها دست یافت. البته مشخص است که بیشتر موجودات و عناصر فراتر از آنی هستند که نشان داده یا خوانده میشوند. به عبارت دیگر خواندن و یا مصادره به حضور هر چیز، تنها فراخوانی آن نیست. بلکه علاوه بر نیاز روحی و روانی، برای بیان اندیشه و احساس لازم مینمایاند. احساسی که پیش از هرچیز در بستر فرهنگی آموخته شده است. حضور یا حتا استعانت از یک عنصر در اثر هنری را نباید به وجهه ظاهری آن اکتفا دانست. چراکه همواره پرنده علاوه بر صورت ظاهری در بردارنده مفهومی فراتر از پرنده بودن است. همچنین گل، درخت، ماه و هرچه که قابلیت چرایی در مقابل آن بتوان متصور شد. البته در این سیر گاهی اشیا نیز از ساختاری معنایی و کارکرد موضوعی فراتر میروند و عنصری نمادین را در ادبیات یا اثر هنری رقم میزنند. بی شک طبیعت با ساختار الهام بخش و نقش آفرین خود به بستری از تامل منتهی میشود. پرداختن و یا فراخوانی و حضور کویر در هنر و ادبیات به واسطه امر نمادین و یا ذات اسطورگی آن نقش بی واسطهای با روح و اندیشه هنرمند دارد. چراکه انسان همواره به جهان و زندگیاش میاندیشد. جهانی که بازتاب آن بر زندگی هنرمند مینشیند و اثر هنرمند بر جهان انعکاس مییابد. واقعیت جهان امری است که نمیتوان نادیده انگاشت، هنرمند این امر انکار نشدنی را با زبان خویش بازگو، تعبیر و تفسیر مینماید. هنرمند را شاید بتوان ادامه دهندهی نقش و جایگاه پولس رسول دانست آنجا که گفته است: ما اشیایی که دیده میشوند را نمیبینیم بلکه اشیایی را هم میبینیم که دیده نمیشوند. زمان مندی در ذات اشیایی است که دیده میشوند، اما هر آنچه دیده نمیشود ابدی است. با لحاظ استعداد آدمی در جهت آزاد اندیشیدن و به تصویر کشیدن آنچه دیده نمیشود، به ارجاع و مصادره ذات رمزوارگی کویر، بیراه نخواهد بود کویر را توام با ابدیت قلمداد کنیم. برهنگی صحرا و کویر تجلی متافیزیکی را نشان میدهد که انسان همواره در پی آن بوده و هرچه بیان نموده یا به تصویر آورده نمایش یا بازتاب و انعکاس روح وی است.
کویر، دشت و صحراهای باز و گسترده در آثار نقاشان و هنرمندان متعددی مثل سهراب سپهری، پرویز کلانتری، ترقی جاه و… به تصویر آمده است. البته تپههای رنگین جلال شباهنگی با تک درختهای دور در بستری مینیمال را هم میتوانیم موید تعریفی از دشت بدانیم. کویر مبین ابدیت است، اگر کویر و بیابان یا دشت را همچنانکه در کتاب فرهنگ نمادها آمده آسمان تغییر مکان داده و نشانهی عظمتی نامحدود، جایی که خدایان اهورایی در آن
میچرخند قلمداد کنیم، نتیجه حاصل میشود که کویر علاوه بر آنکه مبین گستردگی و رمزوارگی است بیانگر وسعت روح هنرمندانی است که به این مقوله پرداختهاند. چراکه روح وسیع همیشه در جستجوی وسعت و بیکرانگی است.
نقاشیهای یعقوب امدادیان با گسترههای وسیع جلو تابلو در سطحی خالی چشم را به نقطهی مورد توجه در افق بالای تابلو جایی دور و شاید خیال انگیز که نشانههای زندگی و آبادانی دارد، هدایت میکند. چشماندازهای ساده شده از طبیعت، رنگهای گرم و برگرفته یا حتا نزدیک به طبیعت، که هارمونی آنها به ملایمیت طرح و نقش کمک کرده کار امدادیان را دلنشین و دوست داشتنی نشان میدهد. مناظری که دور هستند و این دوری نقش نشسته بر تابلو را خواستنی تر میکند، چنانکه بیننده مشتاق لمس، به دست آوردن و قدم زدن در فضا و مکانی است که دور است اما رسیدنی. انتزاعی از سکوت و آرامش فضایی که ساکن است اما از زندگی سرشار میباشد. راهی میان کویر و بیابان، چند تاش رنگ مبین معماری یا زندگی ساده و آرام کویر، اشکال هندسی نشسته بر متن تابلوها در یک تقسیم بندی انتزاعی، لغزانی موزون قلممو و اجرای نقش سنگ، سبزه، گنبد و دیوار با کمترین ضربه، ضمن آنکه معرف شاعرانگی نقاشی شده، خوانش نمادها را نیز در پی دارد. بی شک شعر سرودن نقاش بر بستر تابلو فراخوانی نماد را به ذهن متبادر میکند، که در آنالیز هر تصویر به نفع مضمون و تاویل، ذهنیت و نگرش اسطوره اندیش هنرمند مشخص میشود.

روستا که خود در حیطه اسطوره قرار دارد، واحه های دور، نشانههای زندگی بر بستر خالی، راههای گمی که در لحظه خود را نشان میدهند، کویر، بیابان و دشتهای دلپذیر اسطورگی را رقم میزند.
یعقوب امدادیان هنرمندی آشنا، آگاه و با تجربه است که میشود پای تابلوهایش ایستاد، و از لذت بردن خسته نشد. با قاب در قاب کردن مربع و مربع مستطیل تابلوها، با خیال انگیزی دلپذیر نقاشیها شاید بتوان امدادیان را پولس رسولی دانست که آنچه دیده نمیشود را نشان مخاطب میدهد.
نمایشگاه نقاشیهای یعقوب امدادیان دور از هیاهوهای مرسوم آبان ماه در فضای هنری هشت چشمه کاشان مقابل دیده علاقمندان قرار دارد.
دیدگاه شما