کاشان نیوز-شیوا آقابزرگی زاده: فیلم سینمایی مانند هر اثر هنری دیگر به ویژه اگر واقعگرا باشد با جامعهای که آن را بازنمایی میکند در تعامل متقابل است و این تعامل متقابل را میتوان در اِلمانهای اثر هنری مشاهده کرد.
فیلم سینمایی شیفت شب قصه زندگی زنوشوهری است که زن با دیدن پنهانکاری شوهر احساس خطر میکند و وقتیکه با مقاومت شوهرش برای گفتن مشکلش روبرو میشود خود او را پنهانی تعقیب میکند و متوجه بدهکاری شوهرش میشود.
«پنهانکاری» و «تیپولوژی زنان و مردان» در این فیلم بهمثابه پدیدهای اجتماعی نمایانده شده است. ازاینرو میتوان پیامدها و علل پنهانکاری را در قالب دروغ، مسئولیت گریزی، سستی، فاصلهی اجتماعی (در معنای درجه نزدیکی افراد)، خجالت ناشی از فقدان حرمت نفس، بیاعتمادی، خشونت آشکار و پنهان، اقتدار مردانگی و ترس در زنان مشاهده کرد که شبکهی درهمتنیدهای را شکل میدهند، هرچند میتوان پسخوراند آن را کجروی و درنهایت جرم تلقی کرد، اما کنشگران کجروی در این فیلم چه کسانی معرفی میشوند؟ یا بهتر آن است که بگوییم در فیلمی رئالیست (چندانکه المانهایی مانند تماشای زنجیرههای ماهوارهای روی آنتن یا گفتههای فرید حاکی از این است که فیلم در دورهی تحریمهای اقتصادی ایران سپری میشود)؛ چند درصد از زنان و چند درصد از مردان پنهانکار و کجرو هستند درحالیکه شرایط اقتصادی جامعه که فیلم بر آن متمرکز است برای همهی افراد جامعه اعم از زن و مرد یکسان است؟
محور تیپولوژیای که از زنان و مردان در این فیلم ارائه میشود دو شخصیت اصلی زن و مرد فیلم (ناهید و فرهاد) هستند. بهگونهای که ناهید از ابتدای فیلم نقش خانگی خود را با آشپزی، مراقبت از فرزند، تمیز کردن خانه و ارتباط اندک با محیط خارج از خانه ایفا میکند. وی همسر مردی غیرتی و کلکزن است که بازنمود اقتدار مردانه و خشونت آشکار وی است؛ اما همین زن در چنین بستر خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بااحساس خطری -که تنها احتمال آن میرود- یکباره ایفای نقش محیط خارج از خانه را آنچنان میآموزد که با مردانی اعم از نزولخور رودررو و درگیر میشود، اما این امر نه در یک فرآیند مستمر و نه با استحالهی شخصیت ناهید بلکه یکباره اتفاق میافتد و وی مسئولیتپذیری، شکستناپذیری، پشتکار و سرمایه اجتماعی را کسب میکند. چهبسا که تغییر نگرش در ناهید باید سببساز چنین استحالهی شخصیتی شود و تغییر نگرش در افراد زمانبر است حتی اگر با یک احساس خطر همراه باشد اما در این فیلم اینگونه تصویر زندگانی خانگی در ارتباط با فعالیت زن در حوزهی خصوصی تغییر مییابد و زن غیر خانگی وارد حوزهی عمومی میشود و با ورودش به حوزهی عمومی هم به دنبال کمک به همسر خود با در اختیار داشتن پاداشهای یک شغل و درواقع وارد بازار کار شدن است و هم به دنبال گرما بخشیدن به جزئی از وجود خود که روابط خانوادگیاش هست میباشد. روابطی که تهی از خاطرات و تجربهی عاطفی و در این شرایط بازهم ناهید سرشار از امید و فرهاد سرشار از ناامیدی و احساس گناه و تقصیر فیلم را پیش میبرند.
زنان امثال ناهید در این فیلم زنانی خانهدار اما مسئولیتپذیر، با روابطی نابسامان اما در پی سروسامان دادن به زندگی و زنانی فعال در حوزهی خصوصی و عمومی هستند. این امر را میتوان در میان زنان مختلف در فیلم مثل زن صاحبخانه، زن همسایه که چند مورد او را درراه پله میبینیم، اکرم خانم، زنانی که بانی خیر میشوند برای حل مشکل مالی خانواده ناهید، مشاهده کرد. از سوی دیگر تیپولوژی هم که از مردان جامعه در این فیلم میبینیم، فرهاد، مرد نزولخور، فرید، باجناغ فرهاد و مرد شریک فرهاد، رئیس شرکت و پرویز است که مردانی سست، دوری گزین از بایدها و نبایدهای جامعه و کسانی که اتفاقاتی مثل خودکشی در چارچوب شرایط اقتصادی جامعه برایشان عادی است میباشند. درحالیکه شخصیت اصلی زن فیلم از حیوان خانگیاش دخترش مراقبت میکند و آسیبرسانی به او را بهنوعی جرم میداند. تیپولوژی مردان و زنانی که گویی در دو سوی یک طیف قرار دارند. زنانی که از راههای مشروع به دنبال زندگی بهتر در شرایط جامعه هستند و مردانی که از راههای نامشروع و یا خشونت بر خود یا دیگران به دنبال زندگی بهتر هستند؛ و آیا این تا حدی نگاهی جانبدارانه و آرمانگرایانه به مردانگی و زنانگی در جامعه سنتی و دغدغههای زنانگی در جامعه مدرن نیست؟ دغدغههای زنانگی که واقعگرایی اثر هنری را در جامعهی کنونی ایران کمرنگ نموده و فیلم را از یک اثر هنری به اثری برای بازنمایی دغدغههای شخصی آفرینندهاش بدل میسازد؟



دیدگاه شما