کاشان نیوز- مسعود مدرسی: کاشان پلی زده است که تاریخ این سرزمین را از هزاره پنجم پیش از میلاد به روزگار حال پیوند دهد و جشنواره سینمای جوان فرصت کم همتاییاست که صاحبدلان هنرمند و پرشور از خاستگاه تمدن سیلک تا جایجای خانه بروجردیها و طباطباییها و … قدم به قدم این وسعت بیواژه را واکاوند.
در محضر محتشم و کلیم و فیض و مشفق کاشانی خوشه ادب برچینند و در مکتب هرمسیِ بابا افضل مرقی و عبدالصمد نطنزی، عبدالسلام کامویی و عبدالرزاق کاشی عرفان و تصوف و حکمت را خوانشی چندباره کنند. با غور در اندیشه قطب راوندی و ملامحسن فیض و ملامهدی و ملااحمد نراقی به نگاهِ تری از حادثه عشق برسند و یا با غیاثالدین جمشید و عمادالدین یحیی و معینالدین کاشی مشق حساب و نجوم کنند.
ضیافت پنجاه ونهم سینمای جوان در کاشان خوان گستردهایاست که میزبانانش ابوطاهر، خالق محرابهای زرینفام کاشیاست و رضا عباسی؛ صنیعالملک است و کمالالملک و چه میزبانی شایستهتر از سپیده کاشانی و سهراب سپهری؟
نمیشود دل به این ضیافت داد و رد پای «نور» را در تلألو اندرونی خانههای تاریخیاش ندید و پای هر پنجرهاش شعری نخواند.
مهمان این ضیافت بایدکه دمی در سایهسار فین بیاساید و در شکوه این باغ رؤیایی غرق شود؛ سایهها را با آب و شاخهها را با باد گره بزند!
این سو، جایی که پر ماه به انگشت هشدارمیدهد، نرم و آهسته به دیدار سهراب برود و عهد ببندد تا گل یاسی به گدایی ببخشد؛
چشم را با میزانسن نیاسر و برزک بنوازد و در افسون گلهای سرخ قمصر شناور شود.
در این مجال میشود از شهر زیرزمینی نوشآباد به هزارتوی تاریخ نقب زد و در ستارهباران آران وبیدگل به ملتقای کویر و خدا رسید.
در کومههای کاهگلی، رد اصالت هنر را در گلهای دستبافت زد و سکوت مسگران پیر را در ضرباهنگ بازار قدیمی کاشان معنا کرد.
در ابیانه به تماشای تقابل هزاران ساله خشت سرخ و سپیدار سبز نشست یا آن سو در دل کویر، تا ته بودن دوید و در سرای آقاعلیعباس دل را جلا داد و در شاهکار معماری سیدجعفر رشتیان غرق شد.
هنرمندان جوان، پلکها را بتکانید!
اینجا کاشان است؛ برداشت دوم : نور، خدا، برکت
*این نوشتار با اشاراتی از سهراب سپهری تضمین و مزین شده است.



دیدگاه شما