کاشان نیوز- ابوالفضل نجیب: این آخرین یادداشت نگارنده در پایان سال ۱۳۹۹ و بهنوعی تکمله یادداشتهای سیاسی در خصوص انتخابات امریکا و تبعات و تأثیرات آن در ایران باشد. گمانهزنیهایی که تا این تاریخ به واقعیت تبدیل شدند.
تضمینهای بلینکن به نمایندگان کنگره در خصوص عدم عقبنشینی از سیاست فشار حداکثری تا متقاعدشدن ایران به مذاکره بر سر برجام و بهطور مضاعف مذاکره بر سر موشکهای بالستیک و سیاستهای منطقهای و حقوق بشر، نهتنها از استمرار وضعیت بلاتکلیفی بازی اول تو بعد من که از تغییر این وضعیت به سمت تثبیت دوران ترامپ که بهطور مضاعف از تشدید فشارها علیه ایران خبر میدهد.
این وضعیت که به دوران پساترامپ تعبیر میشود، در خوشبینانهترین حالت حاکی از اشتباه محاسبه کارگزاران و مجریان سیاست خارجی از تغییر قدرت در کاخ سفید دارد.
آنچه حائز اهمیت اینکه تا پیش از روی کار آمدن بایدن تمامی جریانها و جناحها و فعالان سیاسی در ارزیابی دوران پساترامپ به یک اندازه دچار توهم و به تعبیر دیگر اشتباه محاسبه شدند.
حتی جریانی که بهطور تاریخی و استراتژیک و ایدئولوژیک و به ماهوی نهتنها رغبتی به حل تنشها با امریکا نداشته و ندارد و علیالقاعده و همواره بر سروته یک کرباس بودن دمکرات و جمهوریخواه تأکید میورزد، به یک اندازه دچار توهم، خودشیفتگی و به تعبیر سیاسی اشتباه محاسبه شد.
در این خصوص میشود همان اندازه که ذوقزدگی جناح اصولگرا و سنتی از شکست جمهوری خواهان را معطوف و محدود به کینه مضاعف این جریان از ترامپ – به همان نسبت عصبانیت مقطعی جناح اصلاحگرا را بهنوعی معطوف به عملکرد و سیاستهای ترامپ تعبیر کرد.
آنچه اما در عالم نقد سیاست ورزی میتوان بر آن پای فشرد اینکه هر دو جناح و به دلایلی که اشاره رفت، در ارزیابی شکست ترامپ و روی کار آمدن دمکراتها به یک اندازه دچار اشتباه محاسبه شدند.
فراموش نکنیم در دوران رقابتهای انتخاباتی تقریبن هیچ جناح و فعال سیاسی حتی با کمترین تردید و در حد گمانهزنی بهاحتمال ادامه وضعیت موجود از جانب دمکراتها نهتنها اشاره نداشت که به طرز ناباورانهای باعث گردید در گفتمان سازی له و علیه جمهوری خواهان و دمکراتها به طرز آشکار و بعضن مضحکه آمیزی دچار پارادوکس و به تعبیری همه تخممرغها را در سبد بایدن جا بگذارند.
شاهد این ادعا تردید بردار نبودن هر دو جناح از وقوع تحولات و تغییر سیاست دمکراتها بعد از شکست ترامپ نهتنها در قبال ایران بلکه در رابطه با دوستان منطقهای و استراتژیک ایران یعنی روسیه و چین و ترکیه و … بود.
سیاستهای بایدن اما علاوه بر استمرار فشار ترامپ بر ایران نشان از رویکرد کیفی فاحش در قبال متحدان ایران نیز دارد.
باز کردن پرونده خاشقجی، برخورد ترکیه به عملکرد دیپلماتهای ایران، چالشهای کلامی بلینگتن با چین در حوزههای امنیتی و صلح جهانی و تأکید و تهدید وزارت خارجه به واکنش متقابل با هر تحرک و تهدید نظامی علیه منافع امریکا در هر نقطه از جهان … نمونههای دستبهنقد این تغییر نگرش است.
حتی برخلاف آنچه ادعا شد، ترور سردار سلیمانی به تلویح و آشکار مورد تائید سیاستهای بازدارنده بایدن قرار گرفت.
این خوشبینی چنانچه نگارنده در همان ایام تأکید داشت تبعاتی بجا میگذاشت و گذاشته است که کموبیش علائم کوتاهمدت آن را در هر چه کوچکتر شدن سفرههای مردم شاهد هستیم.
حالا مشخص میشود اصرار ترامپ به نشاندن ایران بهپای مذاکره تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری هرچند با نیت بالا بردن ضریب برنده شدن در انتخابات، اما خالی از انتفاع برای سیاستگذاران خارجی ایران نبوده.
کموبیش به همین دلایل میتوان بر این نکته همچنان پافشاری کرد که وضعیت کنونی ماحصل اشتباه محاسبه ایران در قبال یک فرض بود و نه آنچه در واقعیت و سپهر سیاسی در حال وقوع. تا جایی که حتی امکان طراحی و مواجهه با شرایط کنونی و طراحی پلانهای دیگر برای خروج از بنبست تحریمها و فشارها متصور مفروض نشد؛ و به نظر میرسد تنها راهحل همچنان ادامه فشار تحریمها و بهطور مضاعف تأمین کسر بودجه از جیب مردمی باشد که تا اینجای تحریمها و فسادهای درونی چیزی از آن باقی نمانده.
اطمینان جناح حاکم به تحولات و تغییرات دوران پساترامپ بهاندازهای خوشبینانه بود که بخش مهمی از بودجه ۱۴۰۰ را به درآمدهای نفتی مفروض شده و همچنین آزاد شدن پولهای بلوکهشده ارزیابی و پیشبینی کردند.
آنچه بهطور واقعی باعث نگرانی کارشناسان اقتصادی و سیاسی از افزایش کسری بودجه و تحمیل آن بر مردم گردید، ناظر بر این خوشبینی بود. واقعیتهای تلخی که تنها از دهان و قلم معدود انگشتشمار دلسوز و نگران مردم شاهد بودیم.
آنچه شاید بیشتر باعث نگرانی است تعبیر نمایندگان کنگره از مطالبات برجامی ایران به باجخواهی نهتنها بایدن که از اقتدار آمریکایی است. پاسخ بلینکن به این دست از نگرانی نمایندگان کنگره که با تأکید بر… NO … N0 … داده شد، حاکی از تضمین کافی برای اطمینان خاطر کنگره بسیار حائز اهمیت و تأمل است.
دیدگاه شما