کاشان نیوز-امیر عباس مهندس: به صورت شخصی از کنار همنشینی رنگ قرمز و سیاه با متریال رنگی اکریلیک به علت ماتی رنگ و عدم شفافیت، چندان ارتباط برقرار نکرده و برایم مقبول خاطر نیست.
قرمزی که بر مشکی یا سیاه بوم قرار میگیرد باید چنان هجوم آورنده و فریادگر باشد که هیچ دهانی اجازه باز شدن نداشته باشد. سیاهی که بر تابلو مینشیند باید حتا در تیرگی سیاهتر از سیاه باشد. نه آنکه زیر چند واحد لوکس یا کاندلای نور باز چند قدم تا سیاهی فاصله داشته باشد. چراکه سیاه به تعبیری قاطعیت بیان در ورود به دنیای زیرین و نامرئی میباشد. حس ناشناخته و پر از رمز و رازی را در پی داشته که به سطرهایی روشنتر از تاریکی میانجامد. هویدایی طیفهایی عمیق و سنگین در جهت همراهی با دلخواستههای مخاطبان خود را نشان میدهد. این مقدمه کوتاه دلیل نمیشود که از گفتگوی پنهان نمایشگاه فضای هنری هشت چشمه به جهت وصول به لایههای ناپیدا که به چنین نمایشگاهی منجر شده بگذریم. گفتگو یا رمزهای پنهانی که در هر اثر یا تابلو مخاطب را به سوی کشف فضایی روشن سوق میدهد. شرایطی که هرچه دامنهی ابهامات منطقی گستردهتر شود نتایج مقبولتری را به دنبال خواهد داشت. مشخص است همه چیز اثر هنری شفاف و روشن نیست امری بدیهی بوده که با لحاظ بخشهای پنهان و مبهم گاه اثر از ارزشی پذیرفتنی و شیرین برخوردار میشود. به عبارتی دیگر، از ویژگیهای اثر هنری ابهام و ایهام خوانده شده است. در چنین شرایطی بیننده و مخاطب بر اساس آنچه عیان است و نشان داده شده به بخشهای ناگفته و پنهان رسیده و همخوانی و لذه درک اندیشه و دغدغههای هنرمند عیان و آشکار میشود. بعضی آثار از چنان قابلیتی برخوردارند که در هر بار رجوع نکته و معنایی متفاوت به ذهن مخاطب متبادر میشود. تا جایی که میتوان بیان داشت هر اثر هنری فارغ از پنهان بودن در برابر آشکاری نیست.
تابلوهای مهزاد کبیری در هشت چشمه علیرغم تکرار یک موضوع یا سوژه در قالب و منظرهای متفاوت تاملبرانگیز میباشد. کوچههایی که با ساباط، طاقهای ضربی، قوسهایی که از شکل معماری بیشتر به قوس بزی نزدیک میباشد با رنگ سیاهی که غالب بر تابلو بوده و همواره با نوری به رنگ قرمز همراه شده است، میتواند بیان امر محتوم بیفردا باشد. در کلیت نمایشگاه اگر بیننده جاهایی با رنگ سپید بر بستر تابلو مواجه میشود دقیقن روشن است که این رنگ جهت عیانتر شدن و عمق بخشیدن به سیاهی و نشان دادن حجم اقتدار تیرگی بر تابلو نشسته است نه لزوم امیدی واهی. کوچههایی خالی از عبور، بدون نشان جنبدهای که سنگینی سکوت، سکون و حاکمیت بلامنازع سیاهی را نشان میدهد بیشتر به راهروها و دهلیزهایی میماند که کمتر کسی آرزو یا حتا تمایل به قدمزدن در آنها دارد.
یک اثر هنری باید قابلیت آنرا داشته باشد که احساس مخاطب یا بینندگان را در مشارکت به حالتی روحی یا لذتی بصری برساند. چیزی که میتوان از آن به موضوع هنر نام برد. تعامل حاصل از تامل و یا تاملی که به تعامل و نزدیکی منجر شود قابلیت و جایگاه هنر نزد تابلو، شعر یا اثر تجسمی خوانده شده است. هنر همواره بستر ساز احساس مشترک و ایجاد حالت روحی در جهت زیبایی میباشد.




دیدگاه شما