کاشان نیوز ــ علی مصلحی: وقتی گفگیر به ته دیگ میخورد، همه چیز قلب میشود. اعتبار و اعتماد و اصالت و مفاهیمی از این دست شدیدا رنگ میبازد.
آزادی بیان یکی از بنیادیترین حقوق بشری است. هر کس حق دارد حرف خود را بیان کند الا اینکه حرف و بیان او مغایر یا تهدیدکننده آزادی دیگران باشد. حرف بیانشده اگر حرف حقی و از دل بر آمده بود، لاجرم مخاطب خود را پیدا کرده و بر دل خواهد نشست، و تاثیر مثبت خود را خواهد داشت. و اگر هم حرف حقی نبود و از دل برنیامده بود، باد هوا خواهد بود و اسباب زحمت گوینده و در بهترین حالت، اگر زیانی نرساند خنثی خواهد بود بدون تاثیری مثبت یا منفی.
بر مبنای همین حق، هر کسی حق دارد خود را شاعر و نویسنده و ادیب و … هم بداند و بنامد و آثار آفریده شده و برآمده از ذائقه ادبی خود را عرصه کند. حالا یا برای دیگران به صورت شفاهی بخواند و یا به صورت مکتوب بنویسد و چاپ کند. اما به صرف ادعای آفریننده یک اثر، آن اثر نمیتواند شعر و داستان و نوشته قابل اعتنا تلقی، و در دستهبندیهای حاص آن طبقهبندی شود.
پذیرفتن یک اثر در قالب شعر، داستان یا نوشته قابل اعتنا به عنوان مقاله علمی و … مشروط بر مطابق و منطبق بودن با قواعد، استاندارد و چهارچوبهایی است که برای آنها تعریف و احصا شده است.
بر همین اساس از میان هزاران عنوان کتاب که سالیانه در سراسر دنیا تحت عنوان شعر و رمان و داستان و … چاپ و منتشر میشود، تنها تعداد اندکی با اقبال اهالی و مخاطبان آن گونه خاص نوشتاری روبهرو شده و درصد قابلتوجهی از آثار چاپی و منتشرشده، بدون کمترین اقبال و اعتنا از طرف مخاطبین، روی دست نویسنده و ناشر باد میکند و به مرور راهی کاغذفروشیها و مراکز خمیرکردن کاغذ و کتاب میشود.
در این میان اما چندین عامل جانبی در اقبال به یک اثر و مورد توجه مخاطب قرارگرفتن تاثیر دارد و از جمله برجستهترین آنها یکی اینست که یک موسسه انتشاراتی معتبر، اثری را منتشر کرده باشد، و کتاب با امضای و با پشتوانه اعتبار آن موسسه راهی به سمت توجه و اقبال مخاطبین پیدا کند.
بدیهی است اعتبار یک موسسه انتشاراتی به سادگی بهدست نمیآید و چندین سال کار با وسواس و دقت، با تکیه بر پشتوانه علمی، ادبی، فرهنگی و ناچیز و یا درحد صفر بودن خطاهای احتمالی لازم است تا اعتباری برای موسسه اندوخته شود و نامی در بین نامها شود.
این اعتبار اما به اندک خطایی میتواند با چالش مواجه شده و اگر به فوریت مرمت نشود، در کمترین زمان ممکن هدر میرود و تمام میشود.
«نشر چشمه» که خوشنامی قابل توجه و سابقه چندین ساله و معتبر در انتشار اغلب آثار ادبی، هنری و علمی در اغلب حوزهها داشته و دارد، و همین سابقه پشتوانه اعتماد مخاطبین و اعتبار مولفینی بوده که آثارشان در این موسسه منتشر میشده، و با توجه به همین پشتوانه، اعتبار و اعتماد، هر نویسندهای به سادگی نمیتوانسته اثرش را در این موسسه منتشر کند، این روزها کتابی را با عنوان شعر چاپ و منتشر کرده که فارغ از خطای فاحش بودن، یک گاف بزرگ در پرونده کاری این موسسه حساب میشود.
انتشار این کتاب، البته اولین خطای این موسسه در سالهای اخیر نیست و از چندین سال پیش به این طرف، این موسسه از دقت و وسواسی که پشتوانه سابقه چندین ساله بوده، فاصله گرفته و چاپ چندین اثر با سطح پایین علمی و با فاصله از استاندارهای متعارف بعض گونههای ادبی و هنری، به مرور نشان از به ته دیگ خوردن گفگیر بنیه علمی و فدا شدن اعتبار و اعتماد و اصالت در این موسسه شده است.
نشر چشمه در شرایطی امضا و اعتبار خود را با گشادهدستی در پای انتشار مجموعه شعر «قورماغهای روی تیفال» کرده که این مجموعه نه تنها کمترین قرابتی با بدیهیترین قواعد ادبی در حوزه شعر ندارد، که بیشتر به هزیانگویی در قالب تمسخر و خنده شبیه است.
برای آنکه دست خالی نباشیم، قطعه شعری از کتاب «قورماغهای روی تیفال» سروده «سیدرضا خاتمی»را باهم مرور میکنیم:
زنم وقتی از حموم میاد بوی سیر نمیده
منم وقتی از حموم میام بوی تخممرغ نمیدم
اون از شامپوی سیری استفاده میکنه
که بوی سیر نمیده
من از شامپوی تخممرغی
که بوی تخممرغ نمیده …









دوست عزیزم آقای مصلحی سلام یادداشت شما را با اشتیاق خواندم. چند مطلب: ۱. کتاب قورماغه ای روی تیفال، اولین بار در زمستان ۸۹ به چاپ رسیده و اینکه اشاره فرموده اید این روزها از سوی نشر چشمه منتشر شده است، باید اصلاح شود. ۲. متاسفانه در نشر چشمه نوعی رویه نامناسب در انتشار مجموعه های شعر در چند سال اخیر به وجود آمده است. اگر شما با عنوان علی مصلحی بهترین مجموعه شعر را هم داشته باشید نمی توانید در این نشر به چاپ برسانید مگر آنکه از یکی از ویژگی های زیر برخوردار باشید: الف- با بررسی کننده و انتخاب کننده مجموعه ها در این نشر رفیق باشید ب- با یکی از روزنامه ها یا رسانه های مطرح کشور همکار باشید و به صورت مرتب کتاب های منتشر شده در نشر چشمه را در آنها معرفی کنید یا بر آنها نقد بنویسید ج- یک چهره شناخته شده در جامعه به هر دلیل باشید.امیدوارم این موارد، به معنای نگاه منفی به کسانی که مجموعه شعر خود را در این نشر به چاپ رسانده اند قلمداد نشود چرا که خود، مجموعه شعرهای قابل قبول و شایسته بسیاری از آن خوانده ام و منظورم برخورد ناشر با استعدادهای برتری است که در عرصه مافیایی شعر تهران از نگا ه ها دور مانده اند و هنگامی هم که به این نشر مراجعه می کنند سرخورده از آن باز می گردند.(البته این را عرض کنم که هر نشر بر اساس راهبرد خاص خود عمل می کند و برای بیشتر ناشران، سود ناشی از انتشار کتاب در اولویت اول قرار دارد) و اما: آنچه که آمد، به معنای سیاه دیدن یکی از بهترین ناشران کشور یعنی چشمه نیست. چرا که این نشر با تحمل بیشترین فشارها و محدودیت ها و عدم برخورداری از هر گونه سوبسید دولتی که ناشرانی مثل سوره مهر یا شهرستان ادب و ... از آن برخوردارند، توانسته است بخش بزرگی از تشنگان جریان های مختلف هنری با سلیقه های گوناگون را سیراب کند. وجود نشر چشمه در کشور، غنیمتی بزرگ برای هنرمندان است. با سپاس
آقای یا خانم (الف ــ ت) ممنون از روشنگری ارزشمند حضرتعالی! در نوشته به ارزش و اعتبار برجسته نشر چشمه در همراهی با مولفان صاحبنام یا گمنام اما ارزشمند اشاره مبسوط شده و نقد یک خطای آن به معنای رد یا نادیده گرفتن کارهای مثبت این نشر صاحبنام نیست. دقیقا حق باشماست چندی قبل نیز یک نشر معتبر در حوزه ادبیات (اگر اشتباه نکنم مروارید) کتاب شعری از یک بازیگر سینما منتشر کرد که فاقد ارشهای ویژه شعری بود و با تکیه بر شهرت نویسنده منتشر شده بود. با این وجود اما چاره کفگیر مالی به ته دیگ خوردن، چوب حراج بر اعتبار یک نشر معتبر نیست و میشود مثلا مثل نشر «طهوری» طرحی نو درانداخت. مجددا از روشنگریبتان سپاسگزارم