کاشان نیوز– فاطمه عسگری*: من از تاریکی میترسم و تاریکی هجوم میآورد وقتی سرمیگردانم و در میان انبوه جمعیتی که در حال رفتوآمدند و در ازدحام ماشینها و شلوغی بازارها، خیابانها و شعارنوشتههایی که نصبشدهاند و پارچه نوشتهها و شیرینی و شربت خوردنها خودم را نمییابم، ذهنم پریشان میشود و سرم گیج میرود.
من از تاریکی میترسم وقتی به صفحه موبایل نگاه میکنم و شبکههای مجازی را کاوش میکنم و خودم را نمییابم، احساس میکنم گمشدهام، احساس میکنم چیزی باید باشد و نیست.
من از تاریکی میترسم و تاریکی هجوم میآورد وقتی نگاه میکنم نشانههای مسلمانی روزبهروز رنگ میبازد، دلم میگیرد که تمدن عظیمی که تا قلب اروپا پیش رفت و همهجا سرمنشأ خیر و پاکی و زیبایی و راستی و درستی بود و در تمام طول تاریخ بودنش فیلسوف و عارف و عالم و دانشمند و مجاهد و … انسان تربیت کرد و هرکجا که وارد شد به عدالت و انساندوستی و برابری و عزت و کرامت و اخلاق و پاکیزگی و دانش دعوت میکرد و در سراسر کتاب آسمانیاش به تعقل و دانش و بینش و فهم و عمق و عرفان و منطق و اندیشیدن و تجزیهوتحلیل فراخواند و یک ساعت اندیشیدن را از هفتادسال عبادت برتر دانست و به فراگیری دانش حتی در دوردستترین جاها فراخواند و حکمت را گمشده مؤمن دانست امروز اینگونه عمل و در بارهاش قضاوت میشود!
دلم میگیرد از خودمان، از بد بودنمان، ما وارثان بدی هستیم که در مقابل تمدن روز دنیا که بیتردید بخشی از تمدن خود را از اسلام اقتباس کرده است و بدان مدیون است، احساس کرامت و عزت خود را باختیم و فراموش کردیم چگونه باید بود، ما وارثان بدی هستیم که بهجای آنکه خود باشیم و شبیه آنچه باید بیآنکه بدانیم چرا به دیگران شبیه شدیم، عقب ماندیم و گم شدیم بیآنکه بدانیم چرا در پی تمدنی رفتیم که هر چه اوج گرفت نگاه انسان کوتاه ماند و رؤیاها کوتاهتر و اندیشهها زمینیتر…افسوس که اسلام آمده بود که از میانه همین زمین به بهشت رؤیاها و مقصد تمام آمال و آرزوها رهنمونمان کند، ولی ما دستمان را از دست او کشیدیم و پی ماشین تمدن که نهایتاً میتوانست تا مریخ و ماه برود رفتیم و خیال کردیم و تمدن یعنی این و غافل شدیم و غافل ماندیم از تمدنی که میخواست ما را تا ابدیت خوبی و پاکی و نیکی و درستی و زیبایی و … تا همسایگی خدا ببرد، در جهان متمدن امروز که هرکس گرفتار رؤیاهای خویش است و حتی فرصت اندیشیدن به نزدیکترین کسان خود را ندارد.
حقیقتاً دل بستن به صاحبالزمان صاحب مدینه فاضله است، دل بستن به تحقق رؤیاهای غرورانگیز اسلام است.
در مدینه فاضله منتظر، که تحقق آنیکی از شیرینترین آرزوهای بشری است که خنکای نسیمش قلب تفتیده انسان متمدن امروز را خنک میکند و دلش را روشن، که خوبی هرگز نمیمیرد آنچنانکه زیبایی و دانایی و خیر و پاکی و انسانیت و مسلمانی تحقق رؤیای دیرینش انتظارش را میشد، رؤیای پیوند انسانیت و مسلمانی و تحقق رؤیای دیرینش انتظارش را میکشد، رؤیای پیوند انسانیت و تمدن و اخلاق و علم و آگاهی و دینداری، تحقق چنین رؤیای زیبایی بیشک آرمان و آرزوی هر انسانی عدالتخواه و آزاده است که به مسلمانی مؤمن است و آن را عاقلانهترین و عارفانهترین و عاشقانهترین و بهترین کار این عالم میداند، تحقق چنین مدینهی فاضلهای آرمان و آرزوی دیرین همهی بشریت است که در آن آسوده زندگی کند و آزادانه بخندید، روز وعده دادهشدهای که جهان آن را انتظار میکشد و من نیز آن روز را انتظار میکشم حتی روزی که دیگر نباشم.
*-با نگاهی به آثار شریعتی و شاملو
—————————————-
-با اندکی دخل و تصرف و تلخیص توسط کاشان نیوز










دیدگاه شما