این روزها وقتی به اجتماع باقیمانده شما از آن جمع بیرنگ (دفاع مقدس) فکر می کنم با خودم می گویم که ای کاش باکری آن قدر بزرگ نبود که این قدر حرفش در بستر زمان های بعد از خودش، روی محور جانشینی واقعیت راه برود و عملی بشود .
انگار که بعد از آن کلام سترگ، به مرور خلقتی اتفاق افتاده تا اینهمه رنگ در آئینه ی اوهامی چند ظهور کند.
واقعیت این است که دیروز این مردم تنها حماسه را در جلوه شهیدشان پاس نداشتند . اگرچه حماسه خاطره ی ازلی فرهنگ ملی شأن بود. فرهنگی که همیشه سهرابی در برابر رستمی خواهد رفت. این کثرت از وحدت جامانده ی دیروز به دنبال تشنگی خودشان از چشمه گی دیگری بودند. و واقعیت آبی معرفت در تسلسل بازی عشق را جز این نیست که می بینیم. همت بلند انسان هاست که ارتفاع تماشا میخرد و بر مصداق :
نه هر که آینه خواند سکندری داند
بر بالای آن طوبا مینشیند و جرعه افشانی آبی معرفت خلق میکند.
مردم دیروز به دنبال خودشان بودند. گمشده ای از نور که در آئینهی شهیدشان انعکاس داشت .
به دنبال « من عرف نفسه فقد عرف ربه »وجود خودشان به حیرت آینه مشغول بودند . این یک تکانه بود برای دیگرانی که بدانند و خودشان را با آن به متر و معیار بگذارند.
عبارت؛ زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمی ماند یعنی رسالت و پیامبری در اهل معرفت در ادامه ی امر نبی مطلق ادامه دارد .
فقط پلهی ایستادن مرامش با هم فرق دارد. چه کرده ای تا کجای این نردبان بایستی و به مردم فیض بدهی. این چه کرده ای در حقیقت بی رنگی درون ماست . نه واقعیت رنک به رنگ بیرونمان.
سومین مرحله سیر دریا شدن در حکمت به عنوان گم شده ی مومن از منظر گاه مولای جان ها؛ من الحق الی الخلق است.
باید خیلی درست باشی تا به مقام رسالت امر به نیکی ها و نهی از زشتی ها برسی و به مردم باز گردی که اگر « ماخلفت الجن و الانس الا لیعبدون » یار حقیقت است که هست. بی تردید در چنین انسانی باید : عبادت به جز خدمت خلق نیست باشد و نیست.
این خدمت دو بال دارد ؛
خلوص و صدق
اگر به غیر این ها آمدیم، در حقیقت خودمان را رنگ کرده ایم و این رنگ یعنی فاصله از آن من ازلی بی رنگ و یعنی فاصله از آن کثرت که مردمش می خوانند و یعنی فاصله از فطرت عامه ای که خداوند از آن یاد می کند و این فاصله یعنی شکست من و تو .
هیچ آینه ای جز مردم، گویای حقیقت عمل ما نیست.
به خویش برگردیم تا بدون زنگار به مردم برگشته باشیم .
زمین چه بخواهیم چه نخواهیم از سمت لاهوتی ممکن لبریز خواهد شد .
در صف بندی نهایی اهلش باید به سلام عشق جواب داد و گرنه ؛
ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد!
یادداشت
به خویش برگردیم تا بدون زنگار به مردم برگشته باشیم
لینک خبر:https://kashannews.net/?p=75421
آخرین ارسال ها
-
ثبت برند، سرمایهگذاری بر آیندهی کسبوکار شماست
-
آسمان و طبیعت، قربانی خاموش «گردشگری نجومی»
-
مروری بر نمایشگاه زهرا صابر طحان و فاطمه اسدالله زاده در فضای هنری هشت چشمه
-
فروشنده هوشمند؛ حلقه گمشده کسبوکارها در عصر تحول حملونقل شهری
-
فرصت ویژه برای تامین تجهیزات صنعتی مورد نیاز پروژههای عمرانی و صنعتی در نید صنعت
-
جستاری درباره علی شریعتی
-
کارخانه ریسندگی؛ تمثیل و نمادی از زوال
-
آثاری از «زهرا صابر طحان» و «فاطمه اسدالله زاده»
-
صادق چوبک، راوی بیتکلف سرشت آدمی
آخرین ارسال ها
آخرین ارسال ها
-
ثبت برند، سرمایهگذاری بر آیندهی کسبوکار شماست
-
آسمان و طبیعت، قربانی خاموش «گردشگری نجومی»
-
مروری بر نمایشگاه زهرا صابر طحان و فاطمه اسدالله زاده در فضای هنری هشت چشمه
-
فروشنده هوشمند؛ حلقه گمشده کسبوکارها در عصر تحول حملونقل شهری
-
فرصت ویژه برای تامین تجهیزات صنعتی مورد نیاز پروژههای عمرانی و صنعتی در نید صنعت
-
جستاری درباره علی شریعتی
-
کارخانه ریسندگی؛ تمثیل و نمادی از زوال
-
آثاری از «زهرا صابر طحان» و «فاطمه اسدالله زاده»
-
صادق چوبک، راوی بیتکلف سرشت آدمی




دیدگاه شما